خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
529
نهج البلاغة ( فارسي )
خود فرو پوشد و زمان سكرات مرگ در رسد و دردهاى جان دادن هر دم رخ نمايد . ظلمتهاى تو بر تو و ناگواريهايش پديدار گردد . اكنون ، چنان پنداريد كه مرگ ناگهان بر شما تاخته است . همرازانتان را خاموش كرده و مشاورانتان را پراكنده ساخته و آثارشان را محو نموده است . خانه هايتان را بىصاحب كرده و وارثانتان را برانگيخته تا مرده ريگتان را ميان خود تقسيم كنند . در آن ميان ، از خواص شما ، مهربانى است كه سودى نرساند و خويشاوند محزونى است كه دفع بلا نتواند يا شماتتگرى است كه بر حال زارتان زارى ننمايد . بر شما باد به جد و كوشش و آمادگى و مهيا شدن و ، از آنجا كه توشه توان برداشت ، توشه اى برگرفتن . دنيا نفريبدتان ، آنسان ، كه پيشينيانتان را فريفت ، امتهايى كه پيش از شما بودند و از ميان رفتند . آنان كه دنيا را دوشيدند و دستخوش فريب آن شدند . بسا شبها و روزها را كه فنا كردند و تازههاى آن را كهنه نمودند . مساكنشان گورهايشان شد و اموالشان ميراث ديگران . چنان بىخردند كه نمىدانند چه كسى بر سر گورشان آمده يا چه كسى برايشان زارى مىكند يا چه كسى ندايشان مىدهد و پاسخ گفتن نتوانند . پس از دنيا حذر كنيد . دنيا مغرور كننده و فريبنده است . نيرنگ باز است . به دستى مىدهد و به دستى منع مىكند . به دستى بر تن شما جامه مىپوشد و به دستى جامه از تنتان به در مىكند . آسودگيش بر دوام نيست و رنجهايش را پايان نباشد و بلايش را آرامش نيست . از اين خطبه [ در صفت زاهدان ] قومى بودند به ظاهر از مردم دنيا و حال آنكه ، اهل دنيا نبودند . در دنيا چنان زيستند كه گويى نه از مردم دنيايند . كارهاشان از روى بصيرت بود و از آنچه مىترسيدند گريختند و بر هم پيشى گرفتند . با آنكه در دنيا بودند ، در ميان اهل آخرت مىگرديدند . مىبينند كه مردم دنيا مرگ اجسادشان را بزرگ مىپندارند و بر آن افسوس مىخورند و آنان مرگ دلهاى زنده شان را بزرگتر مىشمارند .