خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
521
نهج البلاغة ( فارسي )
و شگفتتر از اين ، آن مردى است كه شب هنگام با ظرفى سربسته نزد من آمد و در آن معجونى بود كه همواره از آن بيزار بودهام . گويى به زهر مارش عجين كرده بودند . گفتم : اين هديه است يا زكات يا صدقه اگر زكات يا صدقه است بر ما خاندان پيامبر حرام است . گفت : نه اين است و نه آن ، هديه اى است . گفتم : مادرت در عزايت بگريد ، آيا از راه دين خدا به فريب من آمده اى آيا در خردت نقصانى پديد آمده يا ديوانه شده اى يا سفيه گشته اى يا هذيان مىگويى . به خدا سوگند ، اگر همهء هفت اقليم عالم را و هر چه در زير آسمان است به من دهند تا نافرمانى خدا كنم ، آن قدر كه پوست جوى را از مورچه اى بربايم ، نپذيرم . و اين دنياى شما براى من از برگى ، كه ملخى مىخايد ، حقيرتر است . على را با نعمتى كه روى در زوال دارد و لذتى كه پايدار نمىماند چه كار از اين كه خردم به خواب بيخبرى رود يا به زشتى لغزشى مبتلا گردم ، به خدا پناه مىبرم و از او يارى مىجويم . 216 دعايى از آن حضرت ( ع ) بار خدايا ، به توانگرى ، آبرويم را حفظ كن و مكانتم را به بينوايى تباه منماى كه از روزيخواران تو روزى خواهم ، يا از مردم بدكردارت مهربانى جويم و يا به ستايش كسانى ، كه به من چيزى بخشيدهاند ، مبتلا گردم و يا به نكوهش كسانى ، كه مرا محروم داشتهاند ، فريفته شوم . سرانجام ، تويى كه مىتوانى ببخشى و مىتوانى نبخشى كه تو بر هر چيز توانايى .