خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
511
نهج البلاغة ( فارسي )
پس هراسان به آنچه پزشكان عادتا تجويز مىكنند ، روى نهد . چون علاج گرمى به سردى و سردى به گرمى ، ولى داروى سردى ، حرارت را تسكين ندهد و داروى گرمى ، جز سردى ثمره اى ندارد . آميزهء اين طبايع ، مزاج را به اعتدال نياورد ، بلكه بر دردها بيفزايد . تا پرستار ناتوان شود و دلدارى دهنده سرگشته ماند و خويشاوندان از وصف بيماريش عاجز آيند و در برابر كسانى كه از حال او مىپرسند ، هيچ نتوانند گفت . پس ميان خود به كشاكش پردازند كه چگونه حقيقت حالش را از او مخفى دارند . يكى گويد او همواره همين است و راه بهبود بسته است . ديگرى اميد مىدهد كه حالش نيكو شود و عافيت باز آيد . ديگرى بر فقدان او ديگران را تسليت گويد كه او نيز به گذشتگان تأسّى كرد . در همان حال كه او مهياى جدايى از دنيا و ترك دوستان است ، ناگاه ، غصه گلويش را بفشارد ، روزنههاى ادراكش بسته شود و زبانش بخشكد . چه بسا پاسخها كه مىداند و زبانش را ياراى گفتن نيست . چه بسيار سخنان دل آزار كه مىشنود و خود را به كرى مىزند . بزرگترها بر سر او نوحه مىكنند و در وصف بزرگواريهايش چيزها مىگويند و خردسالى كه به او مهربانى كرده ، بر او مىگريد . مرگ را ورطه هايى است ، بسى سختتر از آنكه به وصف آيد يا عقلهاى مردم دنيا توان سنجيدن آن داشته باشد . 213 سخنى از آن حضرت ( ع ) هنگام تلاوت آيه * ( رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله ) * ( 1 ) خداوند سبحان ، ياد خود را روشنى دلها ساخت كه به پرتو آن شنوا شوند ، هر چند ، زان پيش ناشنوا بودهاند ، و بينا گردند هر چند ، زان پيش نابينا بودهاند و آرامش يابند ، هر چند زان پيش ستيزه جو بودهاند . همواره در پاره اى از زمان و در روزگارى كه پيامبرى نبوده ، خداوند فراخ بخشايش و نعمت را ، بندگانى است ، با آنها از راه فكرتشان - به الهام - راز گويد و از طريق عقولشان به هدايت و راهنمايى سخن گويد و آنان به نور
--> ( 1 ) . مردانى كه بازرگانى و خريد و فروخت از ياد خدا بازشان نمىدارد . ( سورهء 24 ، آيهء 37 )