خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
497
نهج البلاغة ( فارسي )
يابد و پايههاى دينشان استوارى گيرد و نشانههاى عدالت برپا گردد و سنتهاى پيامبر ( ص ) در مسير خود افتد و اجرا گردد و در پى آن روزگار به صلاح آيد و اميد به بقاى دولت قوت گيرد و دشمنان مأيوس گردند . و اگر رعيت بر والى خود چيره گردد يا والى بر رعيت ستم روا دارد ، در اين هنگام ، ميان آنها اختلاف كلمه پديد آيد و نشانههاى جور پديدار آيد و تباهكارى در دين بسيار شود و عمل به سنتها متروك ماند و به هوا و هوس كار كنند و احكام اجرا نگردد و دردها و بيماريهاى مردم افزون شود و كس از پايمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بيمى به دل راه ندهد . در اين هنگام نيكان به خوارى افتند و بدان عزت يابند و بازخواستهاى خداوند از بندگان بسيار گردد . پس بر شماست كه در چنين زمانى به يكديگر اندرز دهيد و يكديگر را نيكو يارى دهيد . هيچ كس نمىتواند حق طاعت خداوند را آنسان ، كه سزاى اوست ، به جاى آورد ، هر چند ، هم كه در به دست آوردن خشنودى او آزمند بود و بسيار بكوشد . از حقوق واجب خداوند بر بندگان اين است كه يكديگر را به مقدار توان اندرز دهند و حق را در ميان خود برپاى دارند و در اين كار به يكديگر يارى رسانند . و كسى نيست كه در گزاردن حق از يارى خدا بىنياز باشد ، هر چند ، منزلت وى در حق بزرگتر بود يا فضيلتش در دين بيش از ديگران باشد . آدمى هر چند ، خرد و بىمقدار باشد و در ديدهها بىارج آيد ، مىتواند كه ديگران را بر حق يارى دهد يا از ديگران يارى خواهد . در اين هنگام ، مردى از اصحاب با گفتارى دراز به آن حضرت ( ع ) پاسخ داد و در سخن خود بر او درود فرستاد و گفت كه سخن او را شنيده و فرمانبردار اوست : على ( ع ) به او چنين فرمود : هر كس جلال خداوندى در چشم جانش بزرگ آيد و پايگاه او در دلش جليل ، بايد كه حق اين عظمت و جلال به جاى آرد و هر چه جز اوست در چشمش خرد و حقير آيد . در چنين حالى ، سزاوارترين كس ، كسى است كه نعمت خدا بر او بسيار باشد و احسانش در حق او نيكو . زيرا نعمت خدا بر كسى افزون نشود مگر آنكه حق