خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

477

نهج البلاغة ( فارسي )

رسيد به كتاب خدا و آنچه براى ما در آن مقرر داشته و فرمانمان داده كه بر شيوهء آن عمل كنيم ، نظر كردم و از آن پيروى نمودم . و به سنتى كه پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) نهاده است اقتدا كردم . بنا بر اين ، ديگر به رأى شما و جز شما نيازى نداشتم . براى من حكمى هم پيش نيامده كه آن را ندانم و از شما دو تن يا برادران مسلمانم مشورت خواهم . اگر چنين وضعى پيش آمده بود ، هرگز از مشورت با شما و ديگران روى نمىگردانيدم . اما در باب اين كه چرا در تقسيم ، مساوات مىكنم ، اين هم چيزى است كه من به رأى خود يا از روى هواى نفس در آن قضاوت نكرده‌ام . من و شما دو تن ديده‌ايم كه رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) در اين باب چه حكمى آورده و چگونه عمل كرده است . پس در كارى كه خدا حكمش را مقرر داشته و امضا كرده بود ، نيازى به رأى و نظر شما نداشتم . به خدا سوگند ، شما دو تن را و جز شما را بر من حقى نيست كه زبان شكايت گشاييد . خداوند دلهاى ما را و شما را به حق متمايل سازد . و در دل ما و شما شكيبايى اندازد . [ سپس فرمود ] : خدا بيامرزد كسى را كه حقى را ببيند و آن را يارى دهد و ستمى را ببيند و آن را دور سازد و صاحب حق را در گرفتن حقش يار باشد . 197 سخنى از آن حضرت ( ع ) هنگامى كه شنيد گروهى از اصحابش در جنگ صفين ، شاميان را دشنام مىگويند چنين فرمود : دوست ندارم كه شما دشنامدهنده باشيد . ولى اگر به توصيف اعمال و بيان حالشان بپردازيد ، سخنتان به صواب نزديكتر و عذرتان پذيرفته تر است . به جاى آنكه دشنامشان دهيد ، بگوييد : بار خدايا خونهاى ما و آنها را از ريختن نگه دار و ميان ما و ايشان آشتى انداز و آنها را كه در اين گمراهى هستند راه بنماى . تا هر كه حق را نمىشناسد ، بشناسد و هر كه آزمند گمراهى و دشمنى است از آن باز ايستد .