خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
43
نهج البلاغة ( فارسي )
شهادت مىدهم ، شهادتى كه خلوصش از بوتهء آزمايش نيكو برآمده باشد و اعتقاد به آن با صفاى نيت همراه بود . بدان چنگ در مىزنم ، همواره تا آن گاه كه ما را زنده مىدارد و مىاندوزيم آن را براى روزهاى هولناكى كه در پيش داريم . چنين شهادتى نشان عزم جزم ما در ايمان است و سرلوحهء نيكوكارى و خشنودى خداوند است و ، سبب دورساختن شيطان . و شهادت مىدهم كه محمد ( صلى اللَّه عليه و آله ) بندهء او و پيامبر اوست كه او را فرستاد با آيينى چون آفتاب تابنده ، پرآوازه و دانشى برتر و كتابى نوشته شده و فروغى تابان و پرتوى درخشان و فرمانى قاطع تا حق از باطل بازشناساند ، و زنگ شبهت از دلها بزدايد . محمد ( صلى اللَّه عليه و آله ) براى اثبات پيامبرى خويش حجتها آورد و مردمان را با آيات كتاب خود بيم داد و با ذكر عقوبتها و كيفرها كه بر امتهاى پيشين رفته بود ، بترسانيد . مردمان در فتنه هايى گرفتار بودند ، كه در آن رشتهء دين گسسته بود و پايهء يقين شكست برداشته و مىلرزيد . هركس به چيزى كه خود اصل مىپنداشت چنگ زده بود . كارها پراكنده و درهم ، راه بيرون شدن از آن فتنهها باريك ، طريق هدايت مسدود و كورى و بىخبرى آنسان شايع و همه گير كه هدايت را آوازه اى نبود . خدا را گناه مىكردند و شيطان را يار و ياور بودند . ايمان خوار و ذليل بود ، ستونهايش از هم گسيخته و نشانه هايش دگرگون و راههايش ويران و جاده هايش محو و ناپديد . همگان در راه شيطان گام مىزدند و از آبشخور او مىنوشيدند . به يارى اين قوم بود كه شيطان پرچم پيروزى برافراشت و فتنهها برانگيخت و آنان را در زير پاهاى خود فرو كوفت و پى سپر سمهاى خود نمود . آنان ، در آن حال ، حيرت زده و نادان و فريب خورده بودند و بهترين خانهها ( 1 ) را بدترين همسايه . شبها خواب به چشمانشان نمىرفت و سرمهء ديدگانشان سرشك خونين بود . آنجا سرزمينى بود كه بر دانايش چون ستوران لگام مىزدند و نادانش را بر اورنگ عزت مىنشاندند . و از اين خطبه [ در وصف آل محمد ( ص ) ] آل محمد امينان اسرار خداوندند و پناهگاه اوامر او و معدن علم او و مرجع حكمت او و خزانهء كتابهاى او و قلههاى رفيع دين او . قامت خميدهء دين به پايمردى آنان راستى گرفت ، و لرزش اندامهايش به نيروى ايشان آرامش يافت .
--> ( 1 ) . مراد خانهء كعبه است .