خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
445
نهج البلاغة ( فارسي )
همّام بدين سخن قانع نشد و على ( ع ) را سوگند داد . على ( ع ) حمد و ثناى خداى به جاى آورد و بر محمد ( ص ) و خاندانش درود فرستاد سپس فرمود : اما بعد ، خداوند ، سبحانه و تعالى ، موجودات را بيافريد ، و چون بيافريد از فرمانبرداريشان بىنياز بود و از نافرمانيشان در امان . زيرا نه نافرمانى نافرمايان او را زيانى رساند و نه فرمانبردارى فرمانبرداران سودى . آن گاه روزيهايشان را ميانشان تقسيم كرد و جاى هر يك را در اين جهان معين ساخت . پس پرهيزگاران را در اين جهان فضيلتهاست . گفتارشان به صواب مقرون است و راه و رسمشان بر اعتدال و رفتارشان با فروتنى آميخته . از هر چه خداوند بر آنها حرام كرده است ، چشم مىپوشند و گوش بر دانستن چيزى نهادهاند كه آنان را سودى رساند . آن چنان به بلا خو گرفتهاند كه گويى در آسودگى هستند . اگر مدت عمرى نبود كه خداوند برايشان مقرر داشته ، به سبب شوقى كه به پاداش نيك و بيمى كه از عذاب روز بازپسين دارند ، چشم بر هم زدنى جانهايشان در بدنهايشان قرار نمىگرفت . تنها آفريدگار در نظرشان بزرگ است و جز او هر چه هست در ديدگانشان خرد مىنمايد . با بهشت چناناند كه گويى مىبينندش و غرق نعمتهايش هستند . و با دوزخ چنانند كه گويى مىبينندش و به عذاب آن گرفتارند . دلهايشان اندوهگين است و مردمان از آسيبشان در اماناند . بدنهاشان لاغر است و نيازهاشان اندك است و نفسهايشان به زيور عفت آراسته است . روزى چند در بلا پاى مىفشرند و از پى آن آسايشى ابدى دارند . اين معاملت ، كه پروردگارشان نيز برايشان آسانش ساخته است ، سود بسيار دهد . دنيا در طلب آنهاست و آنها از دنيا گريزاناند . به اسارتشان مىگيرد ولى جانهاى خويش به فديه دهند تا از اسارت برهند . اما شبها ، همچنان برپاى ايستادهاند تا جزء جزء كتاب خدا را بخوانند . مىخوانند و آرام و با تأنّى و تدبّر مىخوانند . به هنگام خواندنش خود را اندوهگين مىسازند و داروى درد خويش از آن مىجويند . چون به آيتى رسند كه در آن بشارتى باشد ، بدان ميل كنند و در آن طمع بندند و چنان كه گويى در برابر چشمانشان جاى دارد ، جانهاشان به شوق ديدار سر مىكشد و چون به آيتى رسند كه در آن وعيد عذاب باشد گوش دل بدان مىسپارند و پندارند كه اكنون بانگ جوش و خروش جهنم در