خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
435
نهج البلاغة ( فارسي )
سپس ، چنين فرمود ( ع ) : اى مردم ، براى شما اندرزهايى آوردم كه پيامبران به امتهاى خود ارزانى دارند . سخنانى گفتم كه اوصياى پيامبران به جانشينان خود گويند . به تازيانهام ادبتان كردم ، و به راه راست نيامديد ، به اندرزها هشدار دادم ، مجتمع نشديد . شما را به خدا ، آيا امامى جز مرا توقع داريد كه با شما راه پيمايد و راه بنمايد آگاه باشيد ، كه آنچه از دنيا روى آورده بود ، پشت كرد و آنچه پشت كرده بود روى آورد . بندگان نيك خدا ، عزم رحيل كردند . متاع اندك ناپايدار اين جهان را به نعمت فراوان و پايان ناپذير آخرت فروختند . برادران ما كه خونشان در صفين ريخته شد ، اگر امروز زنده نيستند ، زيان نكردهاند تا اندوهگين شوند و شرنگ تيره گون جفاى دشمن را بياشامند . به خدا سوگند با خدا ديدار كردند و خدا مزدهايشان را بتمامى بداد و پس از ترسان بودن به سراى امانشان در آورد . كجايند برادران من كه قدم در راه نهادند و همراه حق درگذشتند عمار بن ياسر كجاست ابن تيّهان كجاست ذو الشهادتين كجاست كجايند همانندان ايشان ، برادرانمان كه با هم مرگ پيمان بستند و سرهايشان به سوى بزهكاران فرستاده شد . سپس ، على ( ع ) دست در محاسن شريف و كريم خود زد و در گريه شد و بسيار گريست سپس ، فرمود : دريغا بر برادران من ، كه قرآن تلاوت كردند و آن را نيكو آموختند و در آنچه واجب بود ، انديشيدند و بر پايش داشتند و سنت را زنده ساختند و بدعت را ميرانيدند و چون به جهاد دعوت شدند ، اجابت كردند و به پيشواى خود اعتماد نمودند و از او پيروى كردند . سپس ، به آواز بلند ندا درد داد : « الجهاد الجهاد » ، اى بندگان خدا . بدانيد كه من امروز لشكر مىآرايم . هر كه خواهد كه با اين سپاه به سوى خدا در حركت آيد به لشكرگاه روى نهد .