خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
409
نهج البلاغة ( فارسي )
برابر ترساندنش ، از طمع بستن به آن باز ايستيد . تا در دنيا هستيد ، به سوى سرايى كه شما را بدان فراخواندهاند ، بر يكديگر سبقت گيريد و دل از دنيا بركنيد . وقتى كه دنيا چيزى را از شما مىستاند چون كنيزان مويه مكنيد . به شكيبايى بر طاعت خداوند ، و به نگهدارى از كتابش ، كه شما را به پاسدارى از آن فرمان داده بود ، بخواهيد تا نعمت را بر شما تمام كند . بدانيد كه تباه شدن نعمت دنيا شما را زيان نرساند ، هرگاه ، اساس دين خويش استوار داريد و اگر دين را ضايع گذاريد آنچه از نعمت دنيا فرا چنگ آوردهايد سودتان نكند . خداوند دلهاى ما و شما را به حق رهنمون گرداند و شكيبايى را به دلهاى ما و شما اندازد . 173 سخنى از آن حضرت ( ع ) در بارهء طلحة بن عبيد الله تاكنون كسى را ياراى آن نبوده كه مرا از جنگ بترساند ، يا از ضربت شمشير بيم دهد . پروردگارم مرا وعدهء يارى داده و من به وعدهء پروردگارم اطمينان دارم . به خدا سوگند ، طلحه چونان شمشيرى از نيام بركشيده در طلب خون عثمان شتاب نكرده ، جز آنكه ، مىترسد ديگران خون عثمان را از او بطلبند . زيرا او خود به كشتن عثمان مظنون است و در ميان خيل كشندگان عثمان هيچ كس آزمندتر از او بدين كار نبود . حال مىخواهد مردم را به غلط اندازد تا امر مشتبه شود و شك در دلها لانه سازد . به خدا سوگند ، در بارهء عثمان هيچيك از اين سه كار را انجام نداد . اگر فرزند عفّان ظالم مىبود - چنان كه او مىپنداشت - شايسته بود كه قاتلانش را يارى دهد و با يارى كنندگانش ستيزه كند . و اگر مظلوم مىبود ، سزاوار چنان بود ، كه در زمرهء كسانى باشد كه شورشگران را از او باز دارد و بيگناهيش را عذرى آورد . و اگر در ترديد بود كه او ظالم است يا مظلوم ، بهتر آن بود كه كنارى مىگرفت و به گوشه اى مىخزيد و مردم را با او به حال خود مىگذارد . طلحه هيچيك از اين سه كار را نكرد ، بلكه نغمه اى نو ساز كرده كه كس راه آن نمىشناسد و عذرهايى مىآورد كه همه نادرست است .