خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
393
نهج البلاغة ( فارسي )
برآسودند . اى شنونده ، اگر براى رسيدن به آن مناظر زيبا دل مشغول دارى ، هر آينه به شوق وصال آن ، جان از تنت به پرواز آيد و براى رفتن و رسيدن چنان شتاب كنى كه از همين مجلس من رخت به كنار مردگان كشى . خداوند ما و شما را از روى رحمت و مهربانى خود از كسانى قرار دهد كه به دل مىكوشند تا به منازل نيكان رسند . تفسير بعضى از الفاظ غريب كه در اين خطبه آمده است : مىگويد : « يؤر بملاقحه » به معنى نكاح است « ارّ الرّجل المرأة يؤرّها » نكاح كرد مرد زن را . و سخن امام ( ع ) كه گويد : « كأنّه قلع دارىّ عنجه نوتيه » « القلع » بادبان كشتى است « دارىّ » منسوب است به دارين و آن شهرى است بر ساحل دريا كه از آن چيزهاى خوشبو آرند . و « عنجه » يعنى برگرداند آن را ، گويند « عنجت النّاقة » بر وزن « نصرت اعنجها عنجا » زمانى كه آن را برگردانى . و « النّوتىّ » ، يعنى ، ملاح و « صفّتى جفونه » مراد دو گوشهء پلك است و « صفتان » به معنى دو جانب است . و گفتهء امام ( ع ) : « و فلذ الزّبرجد » ، « الفلذ » جمع « فلذة » يعنى قطعه . و سخن او ( ع ) ، « كبائس » جمع كباسه به معنى خوشه است و عساليج يعنى شاخهها مفرد « عساليج » ، « عسلوج » است . 165 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) بايد كه خردسالتان به بزرگسالتان اقتدا كند و بايد كه بزرگسالتان بر خردسالتان مهربان باشد . همچون مردم درشتخوى عهد جاهليت مباشيد كه نه چيزى مىفهميدند و نه در بارهء خدا مىانديشيدند . مانند تخم پرنده اى در گودالى در ريگستان كه شكستن آن گناه است و اگر نشكنندش بسا از درون آن مارى زايد . از اين خطبه نخست ميانشان الفت بود و اكنون جدا از يكديگرند و از اصل خود پراكنده شدهاند . بعضى از آنان به شاخه اى چسبيدهاند ، هر سو كه آن شاخه متمايل گردد ، متمايل گردند . تا آنكه خداى تعالى بار ديگرشان گرد آورد تا بنى اميه را به بدترين روزشان بنشانند ، همان گونه كه قطعات ابر در فصل خزان به هم مىپيوندند ، خدا