خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
373
نهج البلاغة ( فارسي )
پس علاقه به دنيا را از خاطر دور ساخت و از دل براند و از نظر انداخت . زيرا كسى كه چيزى را ناخوش دارد نگريستن به آن را نيز ناخوش شمارد و نخواهد كه در نزدش از آن سخن گويند . در سيرت رسول الله ( صلى اللَّه عليه و آله ) نكته هايى است كه تو را به زشتيها و بديهاى دنيا رهنمون مىآيند ، زيرا او با خواص و نزديكان خود همواره گرسنه مىزيست ، و با مقام و منزلتى كه او را بود ، آرايشهاى دنيا از چشمش به دور مانده بود . بايد آن را كه ديدهء بصيرت است از روى خرد ببيند كه آيا خداى تعالى محمد ( صلى اللَّه عليه و آله ) را ، با چنين روش و سيرتى كه داشت ، گرامى داشته يا خوار و حقيرش كرده . اگر بگويد كه خوار و حقيرش كرده ، سوگند به خداى بزرگ كه دروغ مىگويد و بهتانى بزرگ مىزند و اگر بگويد ، گراميش داشته ، پس بداند كه خداوند ديگران را تحقير كرده كه دنيا را به آنان ارزانى داشته ، در حالى كه آن را از مقربترين مقربان خود دور ساخته است . پس هر كه ، بايد به پيامبرش تأسّى جويد و پاى بر جاى پاى او نهد و از هر جا كه او داخل شده داخل شود ، اگر نه از هلاكت ايمن نباشد . خداى تعالى محمد ( صلى اللَّه عليه و آله ) را نشانهء قيامت قرار داده و مژده دهندهء بهشت و ترسانندهء از عقوبت . سير ناشده از دنيا رخت بر بست و سالم از هر خطا و گناهى به عالم آخرت در آمد . سنگى بر روى سنگى ننهاد تا به راه خود رفت و دعوت پروردگارش را اجابت كرد . چقدر خدا را بر ما منت است كه نعمت وجود محمد صلى الله عليه و آله را به ما عطا نمود . پيشروى كه از پى او مىرويم و پيشوايى كه پاى بر جاى پاى او مىنهيم . به خدا سوگند ، كه اين جبّهء خود را چندان وصله زدهام كه ديگر از وصله زنندهء آن شرم مىدارم . يكى مرا گفت : آيا وقت آن نرسيده كه به دورش افكنى گفتم : از من دور شو كه « به هنگام صبح است كه مردم روندگان شب را مىستايند . »