خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
369
نهج البلاغة ( فارسي )
به چيزى اميد بسته باشد ، اميدواريش در اعمالش نمودار است ، مگر اميد به خدا كه آميزه اى و غشّى در آن هست . و هر كسى از چيزى بترسد ، ترس او را باور توان داشت ، جز ترس از خدا كه تا در اعمال آشكار نشود باورش نتوان داشت . در كارهاى بزرگ به خدا اميد مىبندد و در كارهاى خرد به بندگان خداى . ولى آن خضوع و فروتنى كه در برابر بنده دارد ، در برابر خداى ندارد . چرا بايد در اداى حق ايزد جلّ شأنه قصور ورزد و حق بندهء او را بتمامى ادا نمايد آيا مىترسى كه اگر به خداى تعالى اميد بربندى اميدواريت رنگ دروغ گيرد يا خداوند تعالى را درخور اميد بستن نمىبينى همچنين ، اگر از بنده اى از بندگان خدا بيمناك باشد ، ترس خود بر او عرضه دارد ، در حالى كه ، با خدا چنين نكند . يعنى ترس از بندهء خدا به نقد است و ترس از خدا در عهدهء وعده و تعويق . چنين است كسى كه دنيا در نظرش بزرگ آيد و در دلش مقام و موقعيتى رفيع يابد ، سپس ، دنيا را بر خداى تعالى برگزيند ، و همواره به دنيا پردازد و بندهء آن گردد . سخن رسول الله ( صلى اللَّه عليه و آله ) در نكوهش و عيب كردن دنيا و بىاعتبارى و بديهاى بسيارش ، مقتداى تو كافى است . زيرا دنيا را از هر سو از رسول الله ( ص ) گرفتند و به ديگران سپردند ، و او از شير اين مادر ننوشيد . زيورها و زينتهايش را از او دور كردند . اگر خواهى ، جز رسول الله ( ص ) موساى كليم ( ع ) را نيز مقتداى ديگر خود قرار ده ، كه گفت : « پروردگارا من به آنچه برايم مىفرستى نيازمندم » ( 1 ) به خدا سوگند ، موسى از خدا جز لقمه نانى درخواست نكرد ، زيرا او از گياه زمين مىخورد و آن چنان لاغر و كمگوشت شده بود كه سبزى آن علف كه خورده بود ، از درون شكمش پيدا بود . اگر خواهى سومين نمونه را هم بياورم ، و آن داود ( ع ) است ، صاحب مزامير و خوانندهء اهل بهشت . با دست خود زنبيل مىبافت و به كسانى كه در مجلس او نشسته بودند ، مىگفت : كداميك از شما فروختن آن را بر عهده مىگيرد سپس از بهاى آن قرص جوينى مىخريد .
--> ( 1 ) . سورهء 28 ، آيهء 24 .