خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

361

نهج البلاغة ( فارسي )

156 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) حمد خدايى را كه حمد را كليد ياد خود و سبب افزونى فضل خود و دليل شناخت نعمتها و عظمت خود گردانيد . اى بندگان خدا ، روزگار بر باقيماندگان چنان گذرد كه بر گذشتگان گذشته است . آنچه رفته ، باز نگردد و آنچه بر جاى مانده ، جاودانه نخواهد ماند . كردارش در پايان ، همان است كه در آغاز بود . حوادثش ، بر يكديگر پيشى گرفته ، در مىرسند و نشانه‌هاى آن همراه يكديگرند . گويى كه در قيامت حاضر آمده‌ايد و همانند ساربانى ، كه كره شتر تند رفتارش را مىراند ، شما را مىراند . هر كس كه غافل از خود ، خويشتن را به ديگرى مشغول دارد ، در تاريكيهاى حيرت زده بماند و در ورطه‌هاى هلاكت افتد و شيطانهاى درون او به طغيانش وادارند و كارهاى ناپسندش را در چشمش بيارايند . پس ، بهشت ، پايان راه پيشى گيرندگان است و آتش ، پايان راه تقصير كنندگان . بدانيد ، اين بندگان خدا ، كه پرهيزگارى سرايى است چون دژى استوار و بزهكارى ، سرايى است خوار مايه و نا استوار ، كه ساكنان خود را از بلا نگه نتواند داشت و هر كه بدان پناه برد از آسيب در امان نخواهد بود . بدانيد ، كه تقوا نيش زهرآگين خطاها را از آدمى دور مىكند و شما به نيروى يقين به آن هدف عالى توانيد رسيد . اى بندگان خدا ، خدا را در نظر آوريد ، در بارهء عزيزترين و محبوبترين كسان در نزد شما . خداى تعالى راه حق را برايتان آشكار نموده و روشن ساخته يا به شقاوتى جدا ناشدنى و درمان ناپذير افتيد يا به سعادتى جاودانه خواهيد رسيد . در اين جهان فانى ، براى آخرت ، كه جهان باقى است ، توشه برگيريد . شما را به توشهء آخرت راه نموده‌اند و هم فرمان كوچ داده‌اند و بر رفتن تعجيل كنند . و شما همانند كاروانى هستيد ، منتظر ، در راه ايستاده كه نمىداند كه چه وقت به حركت فرمانش دهند . براستى ، كسى را كه براى آخرت آفريده شده ، با دنيا چه كار و چه سود از مال و خواسته ، وقتى كه پس از اندكى مىربايندش و او در گرو بازخواست و حساب آن بماند .