خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
355
نهج البلاغة ( فارسي )
مىگيرد . تاريكى ديدگانش را از ديدن مانع نشود و او را از پرواز در اعماق ظلمت بازندارد . چون خورشيد نقاب از روى برگيرد و سپيدى روز آشكار شود و لانهء تنگ سوسماران را روشن نمايد ، بار ديگر ديدگان بر هم مىنهد و به هر چه در ظلمت شب گرد آورده ، اكتفا مىكند . منزّه است خداوندى ، كه شب را روز او گردانيد تا براى يافتن معاش در حركت آيد و روز را براى او زمان آرامش و سكون قرار داد . خداوند او را بالهايى داد ، آفريده از گوشت او كه به هنگام نياز با آنها پرواز كند . بالهايى همانند برگهء گوش كه در آن نه پر هست و نه استخوان ، ولى تو جاى رگها را در ميان آنها به آشكار مىبينى . خفاش را دو بال است نه چنان نازك و لطيف كه شكافته شوند و نه سخت و ضخيم كه سنگينى كنند . مىپرد و بچه اش چسبيده به اوست ، گويى به او پناه برده است . هنگامى كه مادر مىنشيند ، او نيز مىنشيند و هنگامى كه برمىخيزد ، او نيز برمىخيزد . از فرزند جدا نشود تا اعضايش محكم گردد و بالهايش توان پروازش را بيابند و بياموزد راههاى زيستنش را و مصالح زندگيش را . منزّه است آن خداوندى ، كه آفريدگار هر چيزى است ، بىهيچ نمونه اى كه پيشتر آفريده باشندش . 155 سخنى از آن حضرت ( ع ) خطاب به مردم بصره و در آن از پيشآمدهاى سخت حكايت كند . در آن هنگام - هنگام وقوع فتنهها - هر كه تواند كه خويشتن را به اطاعت پروردگار وادارد ، چنان كند . اگر از من فرمان ببريد ، - اگر خدا خواهد - شما را به راه