خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

325

نهج البلاغة ( فارسي )

144 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) خداوند ، رسولان خود را فرستاد و وحى خويش ويژهء آنان ساخت . و آنها را بر آفريدگان خود حجت گردانيد تا از آن پس ، آفريدگان را حجتى نباشد و عذرى نماند . بندگان خود را به زبان راستگوى پيامبران به راه حق فراخواند . بدانيد ، كه خداوند از حال درون مردمان پرده برگرفت و آن را آشكار ساخت . نه آنكه ، بر رازى ، كه در درون مىپرورند و اسرارى كه در دل پنهان كرده‌اند ، آگاه نبود ، بلكه مىخواست بيازمايدشان كه كداميك در عمل بهتر از ديگران است ، تا پاداش نيك جزاى نيكان شود و كيفر بد سزاى بدكاران . كجايند كسانى كه پنداشتند كه راسخان در علم آنهايند ، نه ما اهل بيت بر ما دروغ مىبندند و ستم روا مىدارند . خداوند ما را فرا برده و آنان را فروهشته . به ما عطا كرده و آنان را محروم داشته ، ما را به درون برده و آنها را از در رانده است . راه هدايت به پايمردى ما طلب شود و كورى و گمراهى به ما از ميان برود . هر آينه ، پيشوايان از قريش هستند . نهال پيشوايى را در خاندان هاشم كشته‌اند . پيشوايى غير ايشان را سزاوار نيست و ولايت و امامت را كسى جز ايشان شايسته نباشد . از اين خطبه ( 1 ) دنياى ناپايدار و گذرا را برگزيدند و آخرت را واپس داشتند . زلال صافى را رها كردند و آب گنديدهء ناگوارا را آشاميدند . گويى بزهكارشان را مىنگرم كه به زشتكارى الفت يافته و انس گرفته و با آن موافق گشته است . تا آن گاه ، كه موى سرش در گناه سفيد شده و همهء رفتار و كردارش رنگ گناه گرفته است . سپس كف بر دهان آورده ، در اين حال ، همانند درياى مواجى است كه از غرق كردن هيچكس و هيچ چيز باك ندارد . يا همانند شعله اى سركش است كه در گياهان خشك در گرفته و هر چه را يابد مىسوزاند و نابود مىكند .

--> ( 1 ) . در توبيخ و مذمّت بنى اميه و پيروانشان .