خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
293
نهج البلاغة ( فارسي )
آيا مرا فرمان مىدهيد كه پيروزى را طلب كنم ، به ستم كردن بر كسى كه زمامدار او شدهام به خدا سوگند ، چنين نكنم تا شب و روز از پى هم مىآيند و در آسمان ستاره اى از پس ستارهء ديگر طلوع مىكند . اگر اين مال از آن من مىبود ، باز هم آن را به تساوى به ميانشان تقسيم مىكردم . پس چگونه چنين نكنم ، در حالى كه ، مال از آن خداوند است . سپس ، فرمود : بخشيدن مال به كسى كه حق او نباشد ، خود گونه اى تبذير و اسراف است كه بخشنده را در اين جهان بر مىافرازد و در آن دنيا پست مىسازد . در ميان مردم مكرّمش مىدارد و در نزد خدا خوار مىگرداند . هركس دارايى خود را بى جا صرف كند و به نااهلش ببخشد ، خداوند از سپاسگزارى آنها محرومش گرداند . آنان به جاى او ، ديگرى را به دوستى خواهند گرفت و اگر روزى او را حادثه اى پيش آيد و به ياريشان نياز افتد ، آنها را بدترين ياران و سرزنش كننده ترين كسان خود خواهد يافت . 127 سخنى از آن حضرت ( ع ) خطاب به خوارج اگر گمان آن داريد كه من خطا كردهام و گمراه شدهام ، پس به چه سبب همهء امت محمد ( صلى اللَّه عليه و آله ) را به گمراهى من ، گمراه مىشمريد و آنان را به خطايى كه من كردهام ، بازخواست مىنماييد و به گناهى كه من مرتكب شدهام به كفر نسبت مىدهيد شمشيرهاى خود را بر دوش نهاده ، بر سر بيگناه و گناهكار فرود مىآوريد و گناهكار و بيگناه را با هم در مىآميزيد . و خود مىدانيد ، كه رسول اللَّه ( صلى اللَّه عليه و آله ) كسى را كه مرتكب زناى محصنه شده بود ، سنگسار نمود . سپس ، بر او نماز كرد و ميراثش را به كسانش داد . قاتل را كشت و ميراثش را به كسانش داد . دست دزد را بريد و زناكار غير محصن را تازيانه زد ولى ، سهمى را كه از غنايم نصيبشان مىشد به آنان پرداخت و رخصت داد كه با زنان مسلمان ازدواج كنند . رسول الله