خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
271
نهج البلاغة ( فارسي )
از بركات واسعهء خود و از عطاياى سرشارت بر بندگان بيچاره ات و وحشيانى ، كه در صحراها رها شدهاند ، بخشش فرماى . بر ما ببار بارانى كه زمين را سيراب كند ، پى در پى ببارد و فراوان ببارد ، به گونه اى كه قطره هايش بر هم آيد و دنباله اش بريده نشود . ابرى كه برقش باران در پى داشته باشد نه ابر بىباران كه افق را پوشد و نه ابر سفيد كم باران و همراه با بادهاى سرد ، تا قحطى زدگان با گياه فراوانش فراخ نعمت شوند . و به بركت آن رنجديدگان به راحت رسند . تو باران را وقتى مىفرستى كه مردمان نوميدند و رحمت خود بر همگان مىپراكنى . تويى ياور ما و درخور ستايش . تفسير الفاظ غريب در اين خطبه سخن آن حضرت ( ع ) كه مىفرمايد : « انصاحت جبالنا » ، يعنى ، كوهها از خشكى شكافته شدند . « انصاح الثوب » ، يعنى ، جامه پاره شد . « انصاح النّبت » و ( صاح و صوّح ) يعنى گياه خشك گرديد . « هامت دوابّنا » ، يعنى ، چارپايان تشنه شدند . « هيام » به معنى عطش است . « حدابير السنين » : حدابير جمع حدبار است و آن ناقه اى است كه به سبب راه رفتن بسيار لاغر شده باشد . قحط سال را به آن تشبيه كرده . ذو الرّمة گويد : حدابير ما تنفكّ الَّا مناخة على الخسف او نرمى بها بلدا قفرا . معنى بيت : ماده شترانى لاغر و ناتوان ، همواره در خوابگاه خفته يا آنها را به بلادى خشك مىرانيم « لا قزع ربابها » : قزع ، قطعههاى كوچك و پراكندهء ابر است « و لا شفان ذهابها » در اصل « ذات شفان . . . » بوده « شفان » ، باد سرد است و « ذهاب » بارانهاى نرم است « ذات » را به سبب آنكه شنونده بدان آگاه است حذف كردهاند .