خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

249

نهج البلاغة ( فارسي )

كه بر مال و جاه او رشك مىبرد ، صاحب اين مال و جاه شده بود . مرگ ، همچنان ، در پيكر او پيش مىرود ، تا آن گاه كه گوش او هم چون زبانش از كار بيفتد . باز هم ميان زن و فرزند خود افتاده است ، در حالى ، كه نه زبانش گوياست و نه گوشش شنوا . بر چهرهء آنان نظر مىبندد مىبيند كه زبانشان مىجنبد و او هيچ نمىشنود . مرگ بيشتر به او در مىآويزد ، چشمش را هم از او مىگيرد ، همان گونه كه زبان و گوشش را گرفته بود . سرانجام ، جان از پيكرش پرواز مىكند و او چون مردارى ميان زن و فرزند خود افتاده است . در آن حال ، همه از او وحشت مىكنند . از كنار او دور مىگردند . نه مىتواند گريه كنندگان را همراهى كند و نه خوانندگان را پاسخ دهد . سپس ، از زمينش بردارند و به جايى از زمين برند و به گور سپارندش و با عملش واگذارندش و كس نخواهد كه بر او نظر كند . تا آن زمان ، كه مدت عمر دنيا كه مكتوب افتاده است به سر آيد و كار بدان مقدار كه مقرّر است در رسد و آفرينش را انجام به آغاز پيوندد . فرمان خداوند در پديد آوردن خلقى نو برسد . آسمان را در جنبش آورد و بشكافد و زمين را به لرزه در آورد و باژگونه نمايد و كوههايش را از جاى بركند و پراكنده سازد و از هيبت جلال او و از خوف سطوت او بر يكديگر كوبيده شوند ، و هر چه را در آنهاست بيرون افتد و آنها را ، پس از كهنه شدن ، نو كند و پس از پراكندن ، گرد آورد . سپس ، براى كارى كه مقرّر كرده ، آنها را از هم جدا سازد تا از اعمالى كه در نهان و پنهانى مرتكب شده‌اند ، بازخواست نمايد . ايشان را دو گروه كند ، گروهى را نعمت دهد و گروهى به عذاب گرفتار سازد . اما آنان را كه اهل طاعتاند ، در جوار خويش ، پاداش دهد و در سراى خود جاويدان گرداند . جايى كه فرود آمدگانش رخت به جاى ديگر نبرند و احوالشان دگرگون نشود و ترس به سراغشان نيايد و بيمار نگردند و با خطرى روياروى نشوند و رنج سفر تحمل ننمايند . اما ، معصيتكاران را در بدترين خانه‌ها فرود آورد ، دستهايشان باغل