خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
245
نهج البلاغة ( فارسي )
تو ابدى هستى و بىانتها ، پايان هر چيزى به توست . پس ، از تو گريختن نتوان . تويى ميعاد همگان . پس ، جز به تو از تو رهايى نيست . زمام هر جنبنده اى به دست توست و به سوى توست بازگشت هر آفريده . منزّهى تو . چه بزرگ است آنچه از آفرينش تو مىبينم و چه حقير است عظمت آن در برابر قدرت تو . چه شكوهمند است آنچه از ملكوت تو مىبينم . و چه ناچيز است آنچه مىبينم از سلطنت تو در برابر آنچه نمىبينم . نعمتهاى تو در دنيا چه فراوان است و در برابر نعمتهاى تو در آخرت ، چه اندك . هم از اين خطبه از فرشتگانت ، برخى را در آسمانهايت جاى دادى و از زمين فرابردى . اينان داناترين آفريدگان تو به تو هستند و بيش از همه از تو بيمناكاند و از همه به تو نزديكترند . ملايكه در صلب هيچ پدرى و در رحم هيچ مادرى نبودهاند و از نطفه ناچيز و پست آفريده نشدهاند و گشت زمان متفرقشان نساخته است . با وجود مكانتى كه در نزد تو دارند و منزلتى كه آنان را داده اى و با آنكه ، همهء عشق و آرزوشان منحصر در توست و طاعتشان به حدى است كه ذرهاى از امر تو غفلت روا نمىدارند اگر آنچه را از عظمت تو ، كه نمىدانند ، به عيان ببينند ، اعمال خود را حقير خواهند شمرد و به تقصير عبادت معترف خواهند شد و خود را بسى ملامت كنند و بدانند ، كه تو را آنسان كه شايستهء پرستش توست ، نپرستيدهاند و آنسان ، كه سزاوار فرمانبردارى توست ، فرمان نبردهاند . تو منزهى ، تو آفريدگارى ، تو معبودى . تا آفريدگانت را نيك بيازمايى ، سرايى آفريدى و در آن خوانى گستردى : از آشاميدنيها و خوردنيها و زنان و خادمان و قصرها و رودها و كشتزارها و ميوهها . پس دعوت كننده اى فرستادى كه مردم را بدان دعوت كند ، ولى نه دعوت كننده را پاسخ دادند و نه به آنچه ترغيبشان كردى ، رغبتى نمودند و نه به آنچه تشويقشان كرده بودى ، اشتياقى نشان دادند . بلكه ، به مردارى روى آوردند و به خوردن آن خود را رسوا كردند و بر دوستى آن اتفاق نمودند . آرى ، هر كس به چيزى عشق بورزد ، عشق ديدگانش را كور و دلش را بيمار مىسازد . ديگر نه چشمش نيك مىبيند و نه گوشش