خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
243
نهج البلاغة ( فارسي )
در اين هنگام [ هنگام سلطهء ضلالت ] است كه باطل در جاى خود استقرار يابد و جهل بر اسبش سوار گردد و طغيانها و فتنهها همه جا را فراگيرند و داعيان حق اندك شوند و روزگار ، همانند درنده اى ديوانه حمله كند و باطل ، همانند اشترى پس از خاموشى نعره برآورد و مردم براى بزهكارى همدست گردند و در كار دين از يكديگر دورى جويند و در دروغ با هم دوستى ورزند و در راست دشمنى كنند . چون چنين روزگارى فراز آيد ، فرزند ، خشم پدر را برانگيزد و از باران ، سوزش و گرمى زايد و فرومايگان سر بردارند و بزرگواران سر در لاك خود فرو برند . مردم اين روزگار ، چون گرگاناند و پادشاهانشان چون درندگان و ناتوانان طعمهء آنان و بينوايان ، مردگان . راستگويى سر فرو كرده و دروغ شايع شده . دوستيها به زبان باشد و دشمنيها به دل . جمعى به گناهكاران نسبت جويند و پاكدامنى سبب شگفتى گردد و پوستين اسلام به گونه اى وارونه پوشيده شود . 108 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) همه چيز در برابر او خاشع است و همه چيز به وجود او قائم است . بىنياز كنندهء هر بينوايى است و عزيز كنندهء هر ذليلى است و نيرودهندهء هر ناتوانى است و پناه دهندهء هر بىپناهى است . هر كه سخنى بر زبان آرد ، آواز او بشنود و هر كه خاموشى گزيند ، راز دل او بداند . هر كه زنده باشد ، روزيش با اوست و هر كه بميرد ، بازگشتش به اوست . چشمها تو را نديدهاند كه از تو خبر باز دهند و تو موجود بوده اى پيش از همهء وصفكنندگانى كه آفريده اى . آفريدگان را به سبب ترس از تنهايى نيافريده اى و براى جلب منفعتى به كار و انداشته اى . كسى را كه طلب كنى بر تو پيشى نگيرد و هر كه را بگيرى از تو وانرهد . آنكه نافرمانى تو كند ، از قدرت تو نمىكاهد و آنكه فرمان تو برد ، بر ملك تو نمىافزايد . آنكه به قضاى تو خشنود نباشد ، نتواند كه فرمان تو لغو كند . و آنكه از فرمان تو روى گرداند از تو بىنياز نتواند بود . هر رازى در نزد تو آشكار است و هر نهانى در نزد تو پيدا .