خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
231
نهج البلاغة ( فارسي )
يارى داد تا از جاى برخيزند و خويشتن را به سر منزل سعادت برسانند ، مگر هلاك شدگانى كه خيرى در آنان نبود . محمّد ( ص ) جاى رستگار شدنشان را به ايشان نمود و هر كس را در مكانى كه مىبايست بنشاند . تا اندكاندك ، آسيابهاى خاموششان به گردش افتاد و نيزه هايشان استقامت گرفت . به خدا سوگند ، كه من پيشرو لشكر اسلام بودم و لشكر كفر را مىراندم تا همگى از كيش ديرين خود بازگشتند و فرمانبردار شدند . من ، در همه اين احوال ، سستى به خرج ندادم و از مرگ نهراسيدم و به خيانت آلوده نشدم و در كارم ناتوانى پديد نيامد . به خدا سوگند ، باطل را مىگشايم تا حق را از درون آن بيرون كشم . گزيده اى از اين خطبه را پيش از اين آوردهايم و اين روايت را از حيث زيادت و نقصان با آن تفاوتهايى بود ، از اين رو بر خود لازم دانستيم كه بار ديگر آن را بياوريم . 104 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) تا اين كه محمد ( صلى اللَّه عليه و آله ) را به رسالت فرستاد . گواه ، مژده دهنده و ، بيم دهنده . او در خردسالى بهترين مردمان بود و چون به سن كمال رسيد ، برگزيده ترين آنها . به سرشت ، پاكتر از همهء پاكان بود . باران نرم بخشش او بيش از هر بخشنده اى تشنگان را سيراب مىنمود . پس ، دنيا به كامتان شيرين نگرديد و خوردن شير پستانهايش برايتان ميسّر نشد ، مگر آن گاه كه آن را چون اشترى يافتيد ، گسسته مهار ، كه از لاغرى تنگش سست و لغزان بود . در نزد اقوامى ، حرامش به مثابهء درخت سدرى از خار پيراسته و حلالش دور از دسترس و ناياب . به خدا سوگند ، كه دنياى شما چونان سايه اى است تا زمانى معين بر زمين گسترده . عرصهء زمين خالى افتاده و بىصاحب و ، دست شما بر آن گشاده ، و دست پيشوايان واقعى را بر شما بستهاند ، زيرا شمشيرهاى شما بر آنان مسلط است و شمشيرهاى آنها از شما برداشته .