خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
223
نهج البلاغة ( فارسي )
بدانيد كه آل محمد ( ص ) همانند ستارگان آسماناند . چون ستاره اى غروب كند ، ستارهء ديگر بردمد . گويى خداوند نيكيهاى خود را در حق شما به كمال رسانيده است و آنچه را كه در آرزويش مىبوديد به شما نشان داده است . 100 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) مشتمل بر پيشگوييهايى اوست خداوندى كه اول است پيش از هر چيز كه اولش پندارند ، آخر است بعد از هر چيز كه آخرش انگارند . از آن رو ، كه اول است بايد كه او را آغازى نباشد و از آن رو كه آخر است بايد كه او را پايانى نبود . شهادت مىدهم ، كه هيچ معبودى جز الله نيست ، شهادتى كه در آن نهان و آشكار و دل و زبان هماهنگاند . اى مردم ، دشمنى با من شما را به گناه نكشاند و نافرمانى از من شما را به سرگشتگى دچار نسازد . چون چيزى از من شنويد به گوشهء چشم ، به انكار ، به يكديگر اشارت مكنيد . پس سوگند به آنكه دانه را شكافته و جانداران را آفريده ، كه آنچه به شما خواهم گفت ، سخنى است از پيامبر امّى ( صلى اللَّه عليه و آله ) آنكه اين سخن به شما مىرساند ، دروغ نگويد و آنكه اين سخن شنيده ، نادان نبوده است كه فهم سخن نكند . گويى مىبينم مردى را ، در گمراهى سرآمد همهء گمراهان ، كه در شام چون زاغ بانگ مىكند . پرچمهايش را در اطراف كوفه برافراشته . چون دهان گشايد ، چونان توسنى ، كه لجامش را مىكشند ، سركشى آغاز كند و در زمين جاى پاى محكم سازد ، ديو فتنه ، فرزندان خود را در زير دندان خرد بسايد و درياى دمان جنگ موجها برانگيزد ، روزها تيره و تار گردد و شبها با رنج و خستگى همراه . چون كشته اش بارور شود و ثمره اش برسد ، همانند اشتر مست از خشم ، پاره گوشت را از كنار دهان بيرون افكند و بسى چون صاعقه بسوزاند و براى لشكرهاى فتنه علم بربندد و به راهشان اندازد و آنان چونان شب تاريك و درياى متلاطم پيش آيند .