خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
215
نهج البلاغة ( فارسي )
پاسخم نداديد ، اندرزتان دادم نپذيرفتيد . حاضرانى هستيد به مثابهء غايبان و بندگانى هستيد چون خداوندان . سخنان حكمتآميز بر شما خواندم از آن رميديد . به اندرزهاى نيكو پندتان دادم هر يك از سويى پراكنده شديد . شما را به جهاد با تبهكاران فرا مىخوانم ، هنوز سخنم به پايان نرسيده ، مىبينم هركس كه به سويى رفته است ، آنسان كه قوم « سبا » پراكنده شدند . به جايگاههاى خود باز مىگرديد و يكديگر را به اندرزهاى خود مىفريبيد . هر بامداد شما را همانند چوب كجى راست مىكنم و شب هنگام خميده چون پشت كمان نزد من باز مىگرديد . راست كننده به ستوه آمده و ، كار بر آنچه راست مىكند دشوار گرديده . اى كسانى كه به تن حاضريد و به خرد غايب ، هر يك از شما را عقيدتى ديگر است . فرمانروايانتان گرفتار شمايند . فرمانرواى شما ، خدا را اطاعت مىكند و شما نافرمانيش مىنماييد و فرمانرواى آنان ( 1 ) خدا را نافرمانى مىكند و ايشان سر بر خط فرمانش دارند . دلم مىخواهد معاويه با من معاملتى كند چون صرافى كه به دينار و درهم . ده تن از شما را از من بستاند و يك تن از مردان خود را به من دهد . اى مردم كوفه ، به سه چيز كه در شما هست و دو چيز كه در شما نيست ، گرفتار شما شدهام . اما آن سه چيز : با آنكه گوش داريد ، كريد و با آنكه زبان داريد ، گنگيد و با آنكه چشم داريد ، كوريد . و اما آن دو : نه در رويارويى با دشمن ، آزادگانى صديق هستيد و نه به هنگام بلا يارانى درخور اعتماد . دستهايتان پر خاك باد ، همانند اشترانى هستيد بىساربان ، كه هرگاه از يك سو گرد آورده شوند ، از ديگر سو پراكنده گردند . سوگند به خدا ، گمان آن دارم كه چون جنگ سخت شود و آتش پيكار افروخته گردد ، از گرد پسر ابو طالب پراكنده شويد ، آنسان كه زن به هنگام زادن رانها از هم گشايد . در حالى كه ، من از جانب پروردگارم حجتى و گواهى دارم و به راه روشن پيامبرم گام مىزنم . راه من راهى روشن است . آن را گام به گام مىپيمايم و چشم از راه بر نمىگيرم تا به ورطهء باطل نيفتم . به خاندان پيامبرتان بنگريد و به آن سو رويد كه آنان مىروند و پاى به جاى پاى آنان نهيد ، كه هيچگاه شما را از طريق هدايت منحرف نكنند و به هلاكت نسپارند . اگر
--> ( 1 ) . يعنى اصحاب معاويه