خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

199

نهج البلاغة ( فارسي )

ابرها را از پى هم بفرستاد . ابرها ، كه از حمل باران سنگين شده بودند ، بر زمين دامن فرو هشتند و باد جنوب پياپى بر آنها وزيدن گرفت و از درونشان قطره‌هاى باران را بيرون كشيد چونان كه كسى پستانى را بدوشد . آن گاه كه ابرها ، مانند اشتران گردن و سينه بر زمين فرو هشتند و آب فراوانى را كه در درون داشتند بيرون ريختند ، از زمينهاى خشك ، نباتات و از كوهها ، گياهان تازه برويانيد . و زمين كه به مرغزاران خود زينت يافته بود شادمان شد و از جامه اى كه از گلها و شكوفه‌هاى نورسته و درخشنده بر تن پوشيده بود ، بر خود بباليد . خداوند ، آن روييدنيها را توشهء مردم و چارپايان گردانيد . و در هر سو راهها بگشود و در آن راهها براى روندگان نشانه‌ها برپا نمود . چون زمينش را بگسترد و فرمان خود روان ساخت . آدم ( ع ) را از ميان آفريدگان خود برگزيد و او نخستين آدميان بود . در بهشت خود جايش داد و عيش او مهنّا گردانيد و به او آموخت ، كه از چه كارهايى پرهيز كند و گفتش كه اگر چنان كارهايى از او سرزند مرتكب معصيت شده است و مقام و منزلتش به خطر افتاده . ولى آدم به كارى كه خداوند از آن نهيش كرده بود ، مبادرت ورزيد ، زيرا علم خدا از پيش بدان تعلق گرفته بود . هنگامى كه آدم توبه نمود خداوند او را به زمين فرستاد تا زمينش را به فرزندان خود آبادان سازد و از سوى خدا بر بندگانش حجّت و راهنمايى باشد . خداوند ، جان آدم بگرفت . ولى مردم را در امر شناخت خويش كه دليلها و حجتهاى اكيد همراه اوست و تا ميان مردم و شناخت خود فاصله اى نيفتد ، به حال خود رها ننمود ، بلكه به زبان پيامبرانش ، حجتها و دليلها فرستاد و از ايشان پيمان گرفت . پيامبران قرنى پس از قرنى بيامدند و ودايع رسالت او را به مردم رسانيدند . تا به وجود پيامبر ما محمد ( صلى اللَّه عليه و آله ) حجتش را تمام كرد و ديگر ، جاى عذرى براى كسى باقى نگذاشت و هر هشدار و بيم كه بود ، بر همگان بداد .