خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

177

نهج البلاغة ( فارسي )

و هم از اين خطبه پندارنده اى مىپندارد ، كه دنيا چون اشترى است زانو بسته ، كه رام بنى اميه است ، سود خود را به آنان مىدهد ، يا چشمه اى است زلال كه صافش را به كام آنان مىريزد . و هرگز تازيانه و شمشيرشان از سر اين امت برداشته نشود . اين پندارى دروغ است . انگشتى عسل است كه بر دهان آنها نهاده ، اندكى كامشان را شيرين سازد و سپس همه اش را تف مىكنند . 87 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) اما بعد . خداوند سبحان ، جباران روزگار را در هم نشكست ، مگر آن گاه كه مهلتشان داد كه روزگارى در آسايش و شادخوارى بگذرانند . و استخوان شكسته هيچ ملتى را نبست مگر بعد از بلاها و سختيهايى كه به آنها رسيد . در آن دشواريها كه به آنها روى نهاده‌ايد و آن رنجها و بلاها كه از آنها پشت گردانيده‌ايد شما را پند و عبرت است . نه هر كه دلى در سينه دارد خردمند است و نه هر كه گوشى براى شنيدن دارد شنوا است و نه هر كه چشمى براى ديدن دارد بيناست . در شگفتم ، و چرا در شگفت نباشم از خطاهاى اين فرقه‌هاى گوناگون كه هر يك را هم در دين خود حجّت و دليلى ديگر است . از هيچ پيامبرى پيروى نمىكنند و به هيچ وصى پيامبرى اقتدا نمىنمايند و به غيب ايمان ندارند و از عيب نمىپرهيزند . اعمالشان شهبتآميز است و در طريق اميال و هواهاى نفسانى خود گام مىزنند . هر چه را كه خود پسندند نيكش دارند و هر چه را كه ناخوش دارند منكر شمارند . در مشكلات به افكار و انديشه‌هاى خود پناه مىبرند و در مبهمات به آراى خود تكيه دارند . هر يك از آنها گويى كه خود پيشواى خود است و چنان پندارد كه خود محكمترين دستگيره‌ها و استوارترين وسيله هاست .