خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

173

نهج البلاغة ( فارسي )

كرده ، مرگى را كه ديگران دورش مىپندارند ، نزديكش انگاشته . تن به سختيها سپرده . نگريسته و نيكو نگريسته ، خدا را ياد كرده و فراوان ياد كرده . از آبى گوارا كه راه آبشخورش سهل و آسان بوده ، سيراب گشته و با همان جرعهء نخستين تشنگيش فرو نشسته است . راه هموار زير پاى كوفته را در پيش گرفته است . جامه‌هاى شهوت و هوس از تن به در كرده و از هر غمى [ و همّى ] دل را بپرداخته جز غم دين . از زمره اى كه به كوردلى موصوف بوده‌اند خود را به يك سو كشيده و از مشاركت اهل هوا و هوس دورى جسته است . كليد درهاى هدايت گرديد و قفل درهاى هلاكت و ضلالت . راه خود را بشناخت و در آن قدم نهاد و نشانه‌هاى راه را بشناخت و از گردابهاى مهالك برست و به ساحل نجات رسيد . به استوارترين دستگيره‌ها و محكمترين ريسمانها چنگ زد . به مرحله اى از يقين رسيد كه چهرهء يقين را ، كه چون آفتاب تابان بود ، مشاهده كرد . خود را وقف برترين كارها ، يعنى فرمان خداوند ، ساخت تا هر وظيفه كه بر عهدهء اوست ، به انجام رساند و هر فرعى را به اصلش بازگرداند . چراغ تاريكيهاست و روشن كنندهء راه ظلمت زدگان است و كليد هر كار فروبسته اى است و دفع هر معضلى . راهنماى گمشدگان است در بيابانهاى پهناور نادانى . اگر سخن گويد ، مىفهماند و اگر خاموشى گزيند از آن روست كه خواهد از شر بدان در امان ماند . از روى اخلاص عبادت كند ، خدا نيز او را خاص خود گرداند . او يكى از معادن دين و كوههاى زمين است . خود را ملزم ساخته ، كه به عدالت رفتار كند و نخستين قدمش در اين راه ، دور ساختن هواهاى نفسانى است از خود . حق را مىشناسد و به كارش مىبندد و هيچ كار نيكى را رها نمىكند تا آهنگ آن كند و هر چيز را ، كه در آن فايدتى پندارد ، قصد آن نمايد . عنان اختيار خود به كتاب خدا سپرده ، پس كتاب خدا به منزلهء رهبر قافلهء اوست ، كه هر جا بار افكند ، او نيز بار افكند و هر جا منزل كند ، او نيز منزل كند . از ميان بندگان ، ديگرى است كه خود را دانشمند نامد و از دانش در او نشانى نيست . مشتى افكار جاهلانه از جاهلان و گمراهيهايى از گمراهان فرا گرفته ، بر سر راه مردم دامهاى فريب گسترده و سخنان باطل گويد و كتاب خدا را به رأى خود تفسير