خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

165

نهج البلاغة ( فارسي )

هلاكت مىاندازد و بترسيد از زشتيهايى ، كه سبب خشم خدا مىشود ، اى خداوندان چشمان بينا و گوشهاى شنوا و تنهاى درست و مال و متاع اين جهانى . آيا هيچ گريزگاهى ، راه نجاتى ، پناهگاهى ، راه فرارى يا بازگشتى هست پس كى باز خواهيد گشت و به كدام سو روى مىنهيد چه چيز شما را اين چنين فريفته است . بهرهء شما از زمين به قدر قامت شماست . در آنجا چهره بر خاك خواهيد نهاد . اكنون اى بندگان خدا ، تا ريسمان مرگ رهاست و گلويتان را نفشرده است و جان در بدن داريد ، فرصت غنيمت شماريد . اكنون ساعت ارشاد است و آسايش تنها و هنگام خدمت و تلاش و ، آنچه از روزهاى عمرتان برجاى مانده است ، زمان مهلت شماست تا خويشتن دگرگون كنيد . اكنون هنگام توبه است و زمان حاجت خواستن ، پيش از آنكه به تنگنا افتيد يا گرفتار وحشت شويد و جان از تن برود و آنكه اكنون چهره نهفته و در انتظار آن هستيد ، چهره نمايد و آن خداى پيروزمند مقتدر شما را فرو گيرد ، در انديشهء خويش باشيد . در خبر است كه چون آن حضرت اين خطبه ادا مىكرد ، مستمعان را تن مىلرزيد و چشمها مىگريست و دلها در اضطراب بود . 83 سخنى از آن حضرت ( ع ) در بارهء عمرو بن عاص در شگفتم از پسر نابغه ( 1 ) . به شاميان مىگويد كه من بسيار مزاح مىكنم و مردى شوخ طبعم و اهل لعب و بازيچه‌ام . اين سخنى است باطل و گناه آلود كه عمرو بر زبان آورده . بدانيد ، كه بدترين گفتار دروغ است و او مىگويد و دروغ مىگويد . وعده مىدهد و خلاف مىكند ، اگر چيزى از او خواهند ، خسّت مىورزد و اگر خود چيزى خواهد ، به اصرار و سوگند ، مىستاند و اگر پيمانى بندد در آن خيانت كند و حق خويشاوندى به جاى نياورد . چون جنگ فرا رسد ، به زبان ، بسى امر و نهى كند تا

--> ( 1 ) . مراد از پسر نابغه ، عمرو بن العاص و نابغه نام مادر او بوده است .