خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
155
نهج البلاغة ( فارسي )
كه پس از اين مىآيند و جانشين گذشتگان مىشوند ، زيرا مرگ از هلاك كردنشان باز نايستد و بازماندگان نيز از ارتكاب گناه دست باز ندارند و از كرده پشيمان نشوند ، بلكه از رفتار پيشينيان پيروى كنند و پى در پى مىگذرند و مىروند تا به سر منزل فنا رسند . چون رشتهء كارها از هم گسست و روزگاران سپرى شد و رستاخيز مردم فرا رسيد ، خداوند آنها را از درون گورها يا آشيانههاى پرندگان يا كنام درندگان يا هر جاى ديگر كه مرگ بر زمينشان زده است ، بيرون آورد ، در حالى ، كه در انجام فرمانهاى خداوندى شتاباناند و بيدرنگ به سوى بازگشتگاه او به پيش مىروند و خاموش ، صف در صف ، در منظر الهى ايستاده . آن گاه بانگ منادى حق به گوششان رسد . جامهء خضوع و فروتنى و فرمانبردارى و ذلَّت و خوارى بر آنان پوشيده شود . در آن روز ، هيچ حيله اى به كار نيايد و آرزوها منقطع شود و دلها غمگين و از حركت ايستاده ، آوازها به خشوع آميخته و به پستى گراييده ، سر و روى غرق عرق ، وحشت بر آنها چيره . بانگ مهيب آن منادى كه تميز دهندهء حق از باطل است و آنان را فرا مىخواند كه براى گرفتن جزاى اعمال خويش - از ثواب يا عقاب - در حركت آيند ، لرزه بر اندامها اندازد . بندگانى هستند ، آفريده شده به قدرت قاهره او و پرورش يافته در تحت سيطرهء او نه به دلخواه خود . در چنگال مرگ گرفتار آمده در گورها جاى گرفته . پيكرهايشان پوسيده گرديده ، تنها و بىكس از گورها بيرونشان آورند تا پاداش عمل خود ببينند و آن وام ، كه به گردن دارند ، بگزارند و چون به حسابشان برسند ، نيكان و بدانشان از يكديگر جدا شوند . در اين جهان ، مهلتشان دادند تا راه رهايى خويش بيابند و از گمراهى به در آيند - همان گونه كه كسانى را كه خواستار خشنودى و آشتى آنان باشند مهلت دهند - و ظلمت شبهات از آنان زدودهاند . به حال خود رهايشان كردهاند تا خود را مهيا كنند - همانند اسبانى كه خواهند به ميدان مسابقت روند . - و بينديشند كه چسان حقيقت را بازجويند و اعمال نيك را بشناسند و در ايام زندگى و فرصتى كه حاصل كردهاند از نور معرفت پرتوى برگيرند . چه زيبا و شگفتانگيز است اين مثلهاى راست و درست و اين اندرزهاى شفابخش ، اگر به دلهاى پاك و گوشهاى شنوا و رأيهاى ثابت و خردهاى دورانديش راه يابند . پس از خداى بترسيد همانند كسى كه شنيد و خاشع شد و چون از روى نادانى گناهى كرد به گناه خويش اعتراف نمود و از سرانجام كار خود بيمناك گرديد و عمل