خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
143
نهج البلاغة ( فارسي )
72 سخنى از آن حضرت ( ع ) در بارهء مروان بن حكم در بصره ، مروان بن حكم در جنگ جمل اسير شد . امام حسن و امام حسين ( ع ) ، نزد امير المؤمنين شفاعتش كردند و على ( ع ) از بند اسارت آزادش نمود . پدر را گفتند : يا امير المؤمنين ، مروان با تو بيعت نمىكند على ( ع ) در پاسخ آن دو چنين فرمود : مگر بعد از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد مرا به بيعت او نيازى نيست . دست او در بيوفايى دست يهودى را ماند . اگر دست بيعت به من دهد ، غدر كند و در نهان بيعت خويش بشكند . بدانيد كه او در آينده به امارت خواهد رسيد ، ولى مدت امارتش به همان كوتاهى است كه سگى با زبان بينى خود را بليسد . او پدر چهار فرمانرواست . زودا ، كه امت اسلامى از او و فرزندانش روزى خونين را بينند . 73 سخنى از آن حضرت ( ع ) چون ديگران آهنگ بيعت با عثمان نمودند . دانستهايد كه من از ديگران به خلافت سزاوارترم . به خدا سوگند ، مادامى كه كار مسلمانان بسامان باشد و جز بر من بر ديگران ستمى نرود ، آن را واگذاشته ، مخالفت نمىورزم . پاداش چنين فضيلت و عملى را از خدا مىطلبم و زهد مىورزم در آنچه شما به خاطر زيور و زينتش با يكديگر رقابت مىكنيد .