خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )
30
نهج البلاغة ( فارسي )
« و السّبقة النّار » بدين جهت گفت : « الغاية النّار » چه گاه بود كه كسى به جايى رسد و بماند ، و ماندن در آن را خوش نداند ، و ديگرى را همان جا خوش آيد . كه در اين صورت آن چنان جاى به « مصير » يا « مآل » تعبير شود ، چنان كه پروردگار فرموده است : * ( « وَجَعَلُوا لِلَّه أَنْداداً لِيُضِلُّوا عَنْ ) * . و روا نيست كه در اينجا به جاى « مصير » « سبقة » آيد . در اين معنى بينديش كه باطنى عجيب و ژرفايى عميق و لطيف دارد ، و بيشتر سخنان امام چنين است . و در بعض نسخهها آمده : و در روايت ديگرى است كه « و السّبقة الجنّة » و « سبقة » مالى يا چيزى بود و بدان كس دهند كه در مسابقه پيش افتد ، و هر دو معنى بهم نزديك است ، چه پاداش را برابر كار نيك دهند نه كار بد ] ( 29 ) و از خطبههاى آن حضرت است اى مردمى كه به تن فراهميد و در خواهشها مخالف هميد ، سخنانتان تيز ، چنان كه سنگ خاره را گدازد ، و كردارتان كند ، چنان كه دشمن را در بارهء شما به طمع اندازد . در بزم ، جويندهء مرد ستيزيد و در رزم ، پويندهء راه گريز . آن كه از شما يارى خواهد خوار است ، و دل تيمار خوارتان از آسايش به كنار . بهانههاى نابخردانه مىآوريد ، و چون وامدارى كه پى در پى مهلت خواهد امروز و فردا مىكنيد . آن كه تن به خوارى داده ، دفع ستم را چگونه شايد ؟ كه حق جز با كوشش بدست نيايد . حال كه خانهء شما را گرفتند - براى كدام خانه پيكار مىكنيد ؟ و پس از من در كنار كدام امام كارزار مىكنيد ؟ به خدا سوگند ، فريفته كسى است كه فريب شما را خورد ، و بىنصيب كسى است كه انتظار پيروزى از شما برد . تير بى پيكان را مانيد ، كه آسيبى به دشمن نمىرساند ، به خدا سوگند ، نه