خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

17

نهج البلاغة ( فارسي )

( 16 ) و از سخنان آن حضرت است چون در مدينه با او بيعت كردند آنچه مىگويم در عهدهء خويش مىدانم ، و خود آن را پايندانم ، آن كه عبرتها - ى روزگار - او را آشكار شود - و از آن پند پذيرد - و از كيفرها كه پيش چشم اوست عبرت گيرد ، تقوى او را نگه دارد ، و به سرنگون شدنش در شبهه‌ها نگذارد . بدانيد - كه روزگار - دگر باره شما را در بوتهء آزمايش ريخت ، مانند روزى كه خدا پيامبر شما را برانگيخت . به خدايى كه او را به راستى مبعوث فرمود ، به هم خواهيد در آميخت ، و چون دانه كه در غربال بيزند يا ديگ افزار كه در ديگ ريزند ، روى هم خواهيد ريخت ، تا آن كه در زير است زبر شود ، و آن كه بر زبر است به زير در شود ، و آنان كه واپس مانده‌اند ، پيش برانند ، و آنان كه پيش افتاده‌اند ، واپس مانند . به خدا سوگند ، كلمه‌اى از حق را نپوشاندم ، و دروغى بر زبان نراندم كه از چنين حال و چنين روز ، آگاهم كرده‌اند . هان اى مردم ! خطاكاريها چون اسبهاى بد رفتارند و خطاكاران بر آن سوار ، عنان گشاده مىتازند تا سوار خود را به آتش در اندازند . هان اى مردم ! پرهيزگارى بارگيهايى را ماند رام ، سواران بر آنها عنان بدست و آرام . مىرانند تا سواران خود را به بهشت در آرند . از دير باز حقّ و باطل - در پيكارند - و هر يك را گروهى خريدار . اگر باطل پيروز شود شيوهء ديرين او است ، و اگر حقّ اندك است ، روزى ، قدرت قرين اوست ، امّا كم افتد كه بينى ، آب رفته در جو است . [ مىگويم ، زيبايى اين سخن كوتاه نه چندان است كه بتوان گفت ، و - بيننده و يا شنونده درماند - كه درّى بدين زيبايى ، كه تواند سفت ؟ و زياده بر آنچه گفتيم ، در فصاحت تا بدان پايه است كه زبان در وصف آن درماند ، و انديشهء آدمى خود را به ژرفاى آن