خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )
12
نهج البلاغة ( فارسي )
النّاقه » هنگامى كه شتر مهار شده ، سر را بكشد و بالا برد ، و « شنقها » نيز گفتهاند كه روايت ابن سكيّت است در اصلاح المنطق ، و فرمود « اشنق لها » و نگفت « اشنقها » چرا كه اين كلمه را مقابل « اسلس لها » نهاده . گويى فرمايد اگر سر او را بالا نگه دارد يعنى ، آن را واگذارد تا سر خود را بالا نگاه دارد . ] ( 4 ) و از خطبههاى آن حضرت است به راهنمايى ما از تاريكى در آمديد ، و به ذروهء برترى برآمديد . از شب تاريك برون شديد - و به سپيدهء روشن درون شديد - . كر باد گوشى كه بانگ بلند را نشنود ! و آن كه بانگ بلند او را كر كند ، آواى نرم در او چگونه اثر كند ؟ دلى كه از ترس خدا لرزان است ، پايدار و با اطمينان است . پيوسته پيمان شكنى شما را مىپاييدم ، و نشان فريفتگى را در چهرهتان مىديدم . راه دينداران را مىپيموديد ، و آن نبوديد كه مىنموديد . به صفاى باطن درون شما را مىخواندم ، و بر شما حكم ظاهرى مىراندم . بر راه حقّ ايستادم ، و آن را از راههاى گمراهى جدا كردم ، و به شما نشان دادم . حالى كه مىپوييديد ، و راهنمايى نمىديديد ، چاه مىكنديد ، و به آبى نمىرسيديد ، و اين اشارت است كه گويا تراز صد مقالت است . روى رستگارى نبيند آن كه خلاف من گزيند ، چه از آن روز كه حقّ را ديدم ، در آن دو دل نگرديدم . بيم موسى نه بر جان بود كه بر مردم نادان بود ، مبادا گمراهان به حيلت چير شوند و بر آنان امير . امروز حقّ و باطل آشكار است و راه عذر بر شما بسته ، و آن كه بر لب جوى نشسته است ، از بيم تشنگى رسته . ( 5 ) از خطبههاى آن حضرت است امام ( ع ) اين خطبه را پس از رحلت رسول خدا ( ص ) خوانده است عبّاس و ابو سفيان نزد او آمدند ، تا با وى به خلافت بيعت كنند . مردم ! از گردابهاى بلا با كشتىهاى نجات برون شويد ! و به تبار خويش