دكتر عقيقى بخشايشي

149

چهارده نور پاك ( فارسي )

رشك ملك گشوده شود ؟ كه باز مولانا گويد : يك دهان خواهم ، به پهناى فلك * تا بگويم وصف آن رشك ملك و اكنون كه نه آن جرأت و جسارت كشيدن آب دريا ، با " دلوى " كوچك ، نه آن آب درياها براى " تر " كردن سرانگشت ، براى ورق زدن كتاب وصف او ، نه آن دهان فلك آسا ، مهياست ، از نام و ياد پر شكوه على ( عليه السلام ) مدد مى جوئيم ، تا آن كه گوشه‌هايى از زندگى و پرتوى از شخصيت عظيم تاريخ ساز آن مرد بى همتاى نامتناهى را بازگوئيم . مطالعه و بررسى در زندگى على ( عليه السلام ) ، در شخصيت پر عظمت على ( عليه السلام ) در افكار و انديشه‌هايش ، در طرز زيستنش ، در كيفيت ايمان اسلامى اش ، در مجاهداتش براى اسلام ، در جنگهايش ، در اعمالش ، و در هر آنچه از انديشه به عمل و از قوه به فعل در آورده ، نه تنها هم سازنده و تحرك آفرين و هم ارزنده و دلنشين است ، بلكه در طليعهء شكوفايى حكومت اسلامى ، مىتواند شاخص و معيار زندگى اسلامى و سازندهء زير بناى اصول و مبانى حكومت اسلامى ، و منبع الهام بخش و سرشار از رهنمودها و ارشادهاى سازندهء حيات فردى و اجتماعى ملت مسلمان ايران و جهان گردد . گذشته از اينها مطالعه اى - بدانگونه كه ذكر شد - دربارهء اين نخستين مجاهد والاى اسلام ، و اين افتخار تاريخ بشريت ، همه جا و همه وقت ما را با يك الگوى كامل مربى ، و نمونهء بارز تربيت اسلامى روبرو مى سازد ، كه دربارهء آن نه تنها به عنوان يك مسلمان و شيعه و پيرو على ( عليه السلام ) ، بلكه به عنوان انسانى كه از چشم اندازى همسطح ، به زندگى انسانى ديگر مىنگرد ، مات و متحير مىمانيم كه : براستى اين موجودى را كه همچون " حقيقتى بر گونهء اساطير " مى درخشد ، موجود را كه " نه خدا توان خواندنش " و نه " بشر توان گفتنش " ، چه بناميم و چگونه بناميم ؟ يكى از نويسندگان جستجوگر و محقق ، از اين " انسان خداگونه " بسان اسطوره‌اى جاودانه ياد مىكند و درباره اش چنين مىنويسد :