دكتر عقيقى بخشايشي
168
چهارده نور پاك ( فارسي )
جاى مربى و معلم محبوب و بزرگوارش ، در بسترش خوابيد ، تا اگر قرار است از آن شمشيرها ، گزندى برآيد ، به جان او برسد ، نه به جان پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) . و در مورد مروت و گذشت و عفو و جوانمردى اش ، همين بس كه به ياد آوريم در آخرين روزها و آخرين ساعات عمر گرانبهايش ، در همان حال كه زخم شمشير زهر آلود ابن ملجم ناپاك بر جان پاكش نشسته بود ، نه تنها بر آن قاتل خون آشام بى مروت خشم نگرفت ، نه تنها از غذاى خود براى او هم فرستاد ، نه تنها به اطرافيانش فرمان داد كه با آن اسير بد نهاد ، به لطف و مدارا رفتار كنند ، كه حتى از فرزندانش خواست كه سر سوزنى با او شدت عمل نشان ندهند و به عنوان قصاص ، ذرهاى بيش از آنچه ابن ملجم كرده است با او نكنند . . . و حتى توصيه فرمود كه اساسا اگر از قصاص چشم پوشى كنند ، راضى تر خواهد بود ! انصاف را ، در مورد چنين مردى ، چگونه مى توان سخن گفت كه مايهء غبن و شرمسارى نباشد ؟ و اصولا آيا ، بيان همين چند نكتهء كوتاه ، كافى نيست كه عظمت آن جان پاك و روح مقدس را ، به تابناكى آفتاب و لطافت مهتاب نشان دهد ؟ با اين همه ، اكنون كه چنين مبحثى را در كتاب گنجانيده ايم ، به ناچار ، تنها چند مورد از آن صفات و خصوصيات بى مانند را ، آن هم در كمال اختصار و كوتاهى ، بيان مى كنيم . ايثار و شجاعت براستى ، حتى در مورد افراد عادى نيز ، شجاعت و بى باكى ، امرى مربوط به جسم و كالبد ، و پديدهاى برخاسته از ساختمان تن و بدن نيست ، بلكه خصيصه اى از خصايص نفسى ، و مزيتى از مزاياى روحى است ، كه از قدرت درونى ارادهء افراد سرچشمه مى گيرد . و به بيان ديگر ، شجاعت و بى باكى ، كه با حركات فيزيكى جسم و بدن ، شكل مى يابد و ظاهر مى گردد ، در حقيقت چيزى نيست ، جز تجلى و تظاهر " روحيه " ، كه خود محور دفاع از حق ، و اساس ايمان و اعتقاد به نيكى و خوبى قرار مى گيرد . وقتى در مورد افراد عادى چنين باشد ، ناگفته پيداست كه از ميان انبوه فضايل و مناقب ، و كمالات روحى و معنوى على ( عليه السلام ) ، شجاعت و شهامت و ايثارگرى او ، چه