دكتر عقيقى بخشايشي
159
چهارده نور پاك ( فارسي )
بخش اول / على ( ع ) و خصوصيات روحى و معنوى . . . از ولادت با سعادت مولودى مسعود ، كه جهان بشريت را با پرتو وجود منور خويش ، روشنايى ابدى بخشيده است ، چگونه سخن مى توان گفت ؟ كودكى كه در خانهء خدا ( حريم كعبه ) از مادر زاده مىشود و به حق شايستهء عنوان " نوزاد كعبه " مى گردد ، و مردى كه در خانهء خدا ( مسجد كوفه ) به شهادت مى رسد و بار ديگر به سوى پروردگارش ، به سوى مبدأ ، پر جلالش مىشتابد ، چگونه مى توان اين دو نقطهء باشكوه زندگى را ، در قالب كلمات جاى داد ؟ چگونه مى توان آمدن او را از دنياى ازلى به جهان فانى و بازگشت او را از دنياى خاكى به دنياى ابدى ، در كلمات جاى داد ؟ ( 1 ) اگر بيم آن نبود كه اين كتاب ، به خاطر خالى ماندن از فصلى ، پيرامون ولادت او ، دچار نقصان گردد ، به صواب نزديكتر آن بود كه از شرح و نگارش اين فصل ، يكسره چشم پوشى شود . ليكن كيست كه به خاطر عدم توانايى در دسترسى به سرچشمهء خورشيد ، از همان مقدار اندك نصيبى هم كه مىتواند از پرتو دور دست آن برگيرد ، چشم بپوشد ؟ اگر ما را نيز قدرت دسترسى به سرچشمهء اين خورشيد هميشه فروزان نيست ، بارى دريغ است كه به قدر وسع و همت خويش ، از پرتو جانبخش و روح نواز آن نصيب نگيريم . زيرا ، اگر چنين سخن گفتنى ، بسيار دشوار است ، در عوض آن قدر لذت بخش و روح پرور است كه جانهاى آگاه را دريغ مى آيد كه يكسره از لذت چنين سخن گفتنى و چنين سخن محروم بمانند : ولادت على ( عليه السلام ) ، بى ترديد از دوران كودكى او - كه سرآغاز بالندگى شخصيت و شكل گيرى معنويت روحى و رسيدن به نوجوانى و جوانى اوست - نمى تواند جدا باشد . از اين رو ، داستان ولادت آن حضرت را ، شايسته تر آن كه با ماجراى گذران دوران كودكى و نوجوانى اش ، در پى هم آورده و در كنار يكديگر توصيف شود :
--> 1 . در كعبه شد و به پديد محراب شد شهيد * نازم به حسن مطلع وحسن ختام او