دكتر عقيقى بخشايشي

28

چهارده نور پاك ( فارسي )

رشيد ستمگر مى گويد : " تو امام بدنها هستى ولى من امام دلها وقلوب هستم " . ( 1 ) نگاهى به زندگى امام جعفر صادق ( عليه السلام ) بيافكنيد جائى كه عبد الله بن حسن ( يكى از عموهايش ) مى خواهد براى فرزندش محمد از مردم بيعت بگيرد به حضور امام مىشتابد و به او عرض مىكند : " بدان ! حضرتعالى اگر درخواست مرا بپذيرى و به من جواب مساعد بدهى هيچ كدام از اصحاب و ياران تو تخلف نمى ورزند و دو نفر از قريش جنبش و ناآرامى نشان نمى دهند " با اين جمله كوتاه مىتوانيد نحوهء اعتماد و ارتباط امت را با زعامت و قيادت ائمه ( عليه السلام ) و اهل بيت رسالت ( عليه السلام ) دريابيد و اين امر محصول تلاشهاى مثبت و سازنده آنان در حمايت از رسالت و مصالح امت بود نه در اثر منفى بافى و عزلت از مردم و تنهائى . . . . قصيدهء فرزدق باز شما مىتوانيد نقش مثبت و سازندهء ارتباط امام و امت را از آن قصيده مشهورى كه فرزدق در باره امام على بن الحسين ( عليه السلام ) سروده اند دريابيد جائى كه هيبت حكومت وجلالت مقام ظاهرى خلافت ، نتوانست راه را از ميان انبوه انسانهاى متراكم بر هشام بازگشايد . همهء اين توطئه‌ها و نقشه‌ها از آنرو بوده است كه ائمه ( عليه السلام ) نقش فعال و مثبتى در زندگى داشته اند و اين تصميم گيريهاى حاد از روى تصادف يا تنها از روى انتقام از گذشته‌ها نبود بلكه در اثر اعمال مثبت روز و فعاليتهاى سازنده آنان بود . اگر فعاليت و نشاط مثبت نبود پس اين همه قتل و كشتار و تبعيد و زندان ونفى بلد و جلب و احضار براى چه بود ؟ آيا حكومت را قبضه مى كردند ؟ در اينجا سئوالى باقى مى ماند و آن سؤال اين است : گاهى به ذهن خطور مىكند آيا نقش مثبت و فعال ائمه در سطح عمل و قبضه كردن قدرت موجود بود يا تنها محدود به حمايت از مكتب و پاسدارى از مصالح امت بود و تنها هدف آنان حفظ و حمايت امت از سقوط و پيمودن راه انحراف بود ؟

--> 1 . تفصيل اين داستان را مىتوانيد در كتاب امام موسى بن جعفر ( ع ) قهرمان اراده و تصميم تأليف نگارنده از سرى همين انتشارات مطالعه فرمائيد .