سيد محمد جزائري

441

نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري

نامهاى قريه بنى منصور ، بنى حميد ، نهر عنتر ، نهر صالح ، ديار بنى اسد ، و صباغيه تشكيل گرديده و قريه اخير زادگاه جدّ اعلى بوده ( 1 ) ! و بعضى از آن جزائر اكنون در آب فرو رفته و ديگر وجود خارجى ندارند . مركز آن جزائر ( قرنه ) بضم قاف واقع در شمال غربى بصره است كه تا بصره چهل و پنج ميل فاصله دارد . و چون قرنه محل اقتران و التقاى رودخانه فرات و دجله است ، از لفظ اقتران گرفته شده ، نظير فرقه كه از افتراق مأخوذ است ( 2 ) . بعضى از ترجمه نويسان توهم كرده‌اند كه جدّ اعلى ، از جزائر خوزستان كه وجود خارجى ندارد بوده ، و بعضى او را از جزائر آفريقا پنداشته‌اند ( 3 ) . حموى ، جزائر را به عنوان بطائح نوشته ( 4 ) . و در اينجا مناسب است ، دو نكته ادبى مربوط به كلمه جزائرى تذكر داده شود . اول اينكه چون ( جزائر ) جمعى است كه به علميت نقل شده ، پس در حال نسبت ، نيازى به بر گرداندن آن به مفرد نيست و جزائرى صحيح است . و بر فرض رد به مفرد چون وزن فعيله است جزرى گفته مىشود چون مدنى و حنفى . ابن مالك در الفيّه گفته : والواحد اذكر ناسباً للجمع * إن لم يشابه واحداً بالوضع

--> ( 1 ) الأنوار النعمانية : 469 . ( 2 ) موجز تأريخ البلدان العراقية : 115 ، چاپ دوم . ( 3 ) أحسن الوديعة 2 : 162 ، و ريحانة الأدب 1 : 268 . ( 4 ) معجم البلدان 2 : 222 ، چاپ اول ، مصر .