سيد محمد جزائري
435
نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري
للعبد ممّا لا يتمنّى غيره أن يعطيه إيّاه » ( 1 ) يعنى نعمت خدا چيزى است كه خدا به بنده داده كه بنده از ديگرى اميد آن را نداشته باشد ، و چون به مضمون بلاغت مشحون ( . . . يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إناثاً وَيَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُور ) ( 2 ) اولاد از عطايا و مواهب پروردگار است پس نعمت اللّه را علم قرار دادن و نام كسى گذاشتن ، مناسب بلكه از اصدق الاسماء است . و چون در آيات متعدد از سوره نحل و جز آن از سورههاى قرآن مجيد آمده مانند ( . . . وَإنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللّهِ لا تُحْصوها . . . ) ( 3 ) و از كلام خدا اقتباس شده ، جزء دوم آن كه لفظ جلاله است مسّ آن بدون طهارت شرعى به اتفاق مجتهدان ، ممنوع و غير جائز بوده ، و مسّ جزء اول كه نعمت است بعد از علم شدن و نام مخصوص گشتن جائز و قبل از علم شدن در آن اختلاف است . و كيفيت نوشتن اين كلمه و نظائر آن مانند حكمت و قدرت ، در فارسى با تاء كشيده است همانطور كه نوشتيم ، اما در عربى چون در حال وقف ، تاء اين كلمات تبديل بههاء مىشود بايد با هاء به صورت نعمة و حكمة و قدرة نوشته شوند . اما كلماتى كه تاء آنها در حال وقف ثابت است مثل آنكه اصلى باشد چون ميت و بيت يا علامت جمع چون مسلمات و ساعات ، بايد با تاء كشيده نوشته شود و اگر به صورت هاء باشد غلط است . و كلمه مورد گفتگو ( نعمت اللّه ) وقتى كه علم و نام كسى گردد چون
--> ( 1 ) أقرب الموارد 2 : 1322 . ( 2 ) سوره شورى ، آيه 49 . ( 3 ) سوره ابراهيم ، آيه 34 .