سيد محمد جزائري
433
نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري
منقول است كه حاجى مفرد و حاج جمع آن است مانند يهودى و يهود . و محتمل است كه از باب قاعده ، قلب حرف دوم از متماثلين به ياء است ، مانند تظنى و املاء ( 1 ) كه در اصل تظنن و املال بودهاند . يا خصوص ابدال جيم به ياء چون عكس آن ديده شده مانند اين مصرع : ( لاهمّ ان كنت قبلت حجتج ) يعنى قبلت حجتى . و ( لاهم ) مخفف اللهم است كه در اصل يا اللّه بوده . و مصرع مزبور بنحو مذكور در شرح نظام صفحه 175 مسطور است . اما در تشريح الحروف ( 2 ) بجاى لاهُمّ يا ربّ ضبط شده و معنى هر دو يكى است . سَيِّد : به فتح سين و تشديد ياء مكسور بر وزن فَيْعِلْ ( 3 ) صفت مشبهه از ( ساد ) اجوف واوى از باب نصر است . واو تبديل به ياء و دو ياء درهم ادغام شدهاند . نظر به قاعده مذكوره در كتب صرف كه هر گاه واو و ياء در كلمهاى پهلوى هم واقع شوند و اوّلى ساكن باشد واو قلب بياء و ادغام مذكور عملى مى گردد . مثال تقديم ياء بر واو غير از سيد ( ميت ) است كه به طورى كه در شرح
--> ( 1 ) كه در اصل املاى بوده و ياء بعد از الف قلب به همزه شده همچون بائع . ( 2 ) در ضمن البلغة في شذور اللغة : 162 و شماره سوم از سال دوم مجله مباركه العلم : 130 چاپ نجف به چاپ رسيده و منسوب است به نضر بن شميل متولد 122 و متوفى 203 كه از بزرگان اهل لغت و تاريخ عرب بوده ، تولدش در مرو بوده و به بصره رفته و به مرو بازگشته و در نزد مامون عباسى محترم و مقرب بوده است . ( 3 ) در كتب صرف از آن جمله شرح نظام : 153 و 187 تصريح نموده كه سيد و جيد بر وزن فيعل در اصل سيود و جيود بفتح اول و سكون ثانى و كسر ثالث بودهاند . پس احتمال وزن فعيل كه در جامع الانساب : 32 ديده مىشود وجهى ندارد .