سيد محمد جزائري
297
نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري
آغاز « الحمد للّه منزل المنّ والسلوى وكاشف الضرّ والبلوى ، والصلاة والسلام على سيد الأنام وآله الكرام أهل البرّ والتقوى و بعد ، فيقول العبد الخاطيء الناسي أسد اللّه الهاشمي العباسي . . . يا خليّ البال عن داء الوداد * يا بعيد السير عن سرّ الفؤاد خوش نما ، اين شيوه از احباب نيست * اين خوش از احباب در هر باب نيست ليس هذا شغل أرباب الوفا * ليس هذا دأب إخوان الصفا هيچت از ياران نمى آيد به ياد * بى مروّت گو ، چه شد آن اتّحاد * * * ايكه عمرت صرف لا يعني تمام * در نسلّم لا نسلّم شد مدام هيأت و طب و نجوم و هندسه * بى حساب افكنده ات در وسوسه تا نسازى پيشه خاموشى نخست * منطقت كى گردد از حكمت درست كن مطول مختصر در باب عشق * كز معانى شد بيان در باب عشق مطلب از فقه و تفاسير و حديث * نيستت جز اكل اموال خبيث نيست منظور تو از علم كلام * غير تشكيكات چيزى و السلام * * * هر گز از كشاف ، كشفت رو نداد * ظلمتت را كرد بيضاوى زياد