سيد محمد جزائري
229
نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري
من كتب اصول را مثل كافى و تهذيب و من لا يحضره الفقيه ، و تو را اجازه دادم كه از من روايت كنى به اين اجازه ، پس ما كتب اربعه را نقل مى كنيم از مصنفان آنها به اين طريق » ( 1 ) . در اجازه كبيره براى تأييد اين داستان گفته « معمر بن ابى الدنياى مغربى و داستان رسيدن او به آب حيات در كتابها مذكور است و صدوق در اكمال الدين فرموده نام او على بن عثمان بن خطاب بن مرة بن مؤيد همدانى است ، اما او معمر ابو الدنيا نوشته و كلمه ابن ندارد و ظاهراً همان درست باشد ، چنان كه پوشيده نيست . . . و او مقيم طنجه است . و اما آنچه را شيخ از ابى بكر جرجانى در مجالس نقل كرده كه معمر مقيم طنجه در 317 در گذشته منافاتى با گفته صدوق ندارد چون ظاهر آن است كه اينها دو نفراند به علت مغايرت نام و حالات و داستان آنها و اللّه العالم » . نگارنده گويد : نظر صحيح و قول فصل در اين قضيه همان است كه علامه محقق معاصر شيخ محمد تقى شوشترى معروف به ( حاج شيخ ) رحمة اللّه عليه فرموده « اين معمر ابو الدنيا اگر حقيقتى داشت چرا در ياران و تابعان مذكور نيست ؟ با اينكه خود را از اصحاب امير المؤمنين ( عليه السلام ) دانسته و ادعا كرده كه در كربلا با امام حسين ( عليه السلام ) بوده و فرار كرده ، اگر اين ادعا درست بود نام او در ياران امام حسين ( عليه السلام ) برده مى شد ; زيرا كه نام تمام آنان را نوشتهاند چه آنها كه شهيد شدند و چه آنها كه فرار كردند ، و اينكه از حرفوشى منقول است خنده آور است ; زيرا كه چه مانع از آن است كه مردى در زمان حرفوشى داستان آن مدعى يعنى
--> ( 1 ) الأنوار النعمانية : 131 .