سيد محمد جزائري
178
نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري
كه در روز چند بار مى رفتيم و مى آورديم و اين حالت ما بود ، چون نزد او سنگهاى بسيار جمع شد ، خواست كه خانهاى بنا كند ، پس بنائى آورد و ما كارگر بوديم ، پس براى او ساختمانى به وجود آورديم . و هر وقت به حويزه عتيقه مى رفتيم مى گفت اى فرزندان مى خواهيد كه بى حمل و بار مراجعت كنيد ؟ پس ماهى و چيزهاى ديگر مى خريد و مى گفت آنها را بار كنيد ما آنها را بر مى داشتيم و آب بر روى ما مى چكيد ، و اگر مى خواستيم كه حاشيهاى از كتاب او نقل كنيم اجازه نمى داد ليكن بسا بود كه كتاب را بى اطلاع او بر مى داشتيم و حواشى را مى نوشتيم . و اين احوال و رفتار او با ما بود و با اين حال ما راضى بوديم به نهايت رضا ، كه او را خدمت كنيم تا از بركات انفاس شريفه اش مستفيض شويم . و آن جناب بسيار حريص بود بر كتاب ، اما كتابهاى او بعد از او به دامادهايش منتقل شد كه هيچ قرب و منزلتى نزد آنان نداشت » ( 1 ) . نگارنده گويد : در اجازه كبيرهاى كه علامه سيد شهاب الدين مرعشى در 1375 براى نگارنده نوشته و الدر الفريد ناميده ( 2 ) و در نزد من موجود است ، از قول مير محمد حسين بن مير محمد صالح خاتون آبادى ، نامبرده را از مشايخ جدّ اعلى شمرده ، و اين اشتباه است . و ترجمه اين شخص در ذيل حالات پدرش مير محمد صالح ، در اساتيد و مشايخ سيد نور الدين فرزند سيد نعمت اللّه خواهد آمد ( 3 ) .
--> ( 1 ) الأنوار النعمانية : 466 . ( 2 ) الدر الفريد : 38 ، خطى . ( 3 ) رجوع شود به صفحه 375 .