سيد عليرضا حسيني

79

مظلومترين پيامبر ( فارسي )

ابن زياد دستور داد تا با چوب بر گردنش بكوبند تا به زمين بچسبد ، پس از آن پرسيد درباره على ( ( عليه السلام ) ) چه مى گوئى ؟ گفت : هر چه كنى جز آنچه از من شنيدى نخواهى شنيد . ابن زياد گفت : يا علي ( ( عليه السلام ) ) را لعن كن ويا گردنت را مى زنم ، أو گفت : بزن ، وبا اين كار من سعادتمند وتو بدبخت خواهى شد . سپس دستور داد تا أو را به غل وزنجير كشيده به زندان افكندند ( 1 ) به هر حال ، حجر بن عدي وگروهى را به جرم وفادارى ومحبت پيامبر ( ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ) وأهل بيت آن حضرت گرفتند وبه نزد معاوية فرستادند . ومعاوية دستور داد آنها را به عذرى برده وبكشند . چون به روستاى عذرى رسيدند ، حجر سؤال كرد : اين روستا چيست ؟ گفتند : عذرى . گفت : حمد وسپاس ، خداى را كه من أول مسلمانى هستم كه با غل وزنجير به روستائى مى آورند كه سگهاى آن در راه خدا عوعو كرده اند . پس هر يك از آن مردان خدا را به يكى از أهل شام سپردند ، تا

--> 1 - تاريخ طبري ، ج 4 ، ص 198 .