محمد تقي جعفري

29

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

مىتوانيد شما چنان قدرت مغزى داشته باشيد كه موضوع مزبور را دريافت كنيد يا نه ؟ 7 - شايد ذهن ما در تصور خدا بازيگرى انجام مىدهد ؟ اعتراض سوم اين است كه بگوييم ممكن است ذهن ما در بارهء تصور خدا بازيگرى انجام مىدهد . معناى بازيگرى اين است كه هنگامى كه حقيقت يك واقعيتى براى ما مطرح مىگردد ، ما هرگز بدون تصرف از ناحيه حواس و ذهن خودمان ، نمىتوانيم آن حقيقت خارجى را دريابيم ، مانند اين كه كوه بسيار بلندى را از دور مانند يك تپه كوچك مىبينيم ، يا دو خط آهن را از دور به صورت يك زاويه حاده كه كم كم حتى آن زاويه هم از نظر ما محو شده بيك خط مبدل مىگردد ، مىنگريم ، و همچنين پنكه در حال حركت سريع ، براى ما به شكل يك دايره حقيقى نمودار مىگردد . ذهن ما هم در بارهء توجه به خدا چنين بازيگرى را انجام مىدهد و ما از اين بازيگرى خبر نداريم و مىگوييم . اين اعتراض هم منطقى نيست ، به دو دليل : دليل يكم - در موردى كه ذهن يا عقل ما به محال بودن پديدهء محصول بازيگرى در حقيقت خارجى كه براى ما مطرح شده است معترف بوده باشد ، پديدهء بازيگرى نمىتواند براى بيان واقعيت فى نفسه جلوه كند . مثلًا اگر يك تپه كوچك هرگز براى ما قابل توجه در جهان خارج نبوده باشد ، ما نمىتوانيم كوه هيماليا را در صورت آن تپه از مسافت دور مشاهده نموده و تپه بودنش را محصول بازيگرى بدانيم . قبلا اگر يك سه شاخهء پنكه در خارج از ما وجود نداشت ، ما هرگز پنكه در حال حركت سريع را به صورت دايره كه محصول بازيگرى ذهن ما است نخواهيم ديد . و اين كه ما گاهى موضوعات ناشدنى را تصور مىنمائيم ، مانند اين كه يك انسان واحد را دو انسان تصور مىنمائيم اين را تخيل مىناميم ، نه بازيگرى اصطلاحى . زيرا در بازيگرى ذهنى ، موضوع خارجى را مورد تماشا قرار مىدهيم ، ولى در