محمد تقي جعفري
21
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
با نظر به روش مكتب آته ايسم ( منكر خدا ) دليلى بر نبودن اين موجود كامل مشاهده نمىشود ، زيرا هيچ كس تا حال نتوانسته است با يك دليل علمى منكر خدا بوده باشد ، بلكه كارى كه در اين باره انجام گرفته است ، اين است كه نفى كنندگان خدا دلايل خدا شناسان را مورد انتقاد قرار مىدهند و از نظر علمى و منطقى روشن است كه مناقشه و انتقاد در بارهء اثبات يك چيز نمىتواند دليلى بر عدم وجود واقعى آن چيز بوده باشد . و اثبات اين كه جهان هستى خدايى ندارد ، احتياج بيك ادعا دارد كه در هيچ يك از معلومات بشرى نه ادعائى به آن بزرگى وجود دارد و نه قابل اثبات است . آن ادعا اين است كه تمام جهان هستى را دقيقاً و بدون كوچكترين بازيگرى حسى و ذهنى و خطا و اشتباه ، از گذشتهء بسيار طولانىاش تا كنون و از حال حاضر تا ميلياردها قرون ديگر تا پايان هستى با تمام تحولات و تنوعاتش ديده و موجودى به عنوان خدا درك نكرده است گذشته از اين ادعا ، بايستى ادعاى دومى هم اضافه شود ، و آن اين كه در اين پيگردى و مشاهدات ، تنها به رو بناى طبيعت و ظواهر آن قناعت نورزيدهايم ، بلكه تمام رو بنا و زير بناى آن را كه اين پديده ها و ظواهر طبيعت باحتمال قوى معلول آنها مىباشند مشاهده نمودهايم ، و خدايى پيدا نكردهايم . چرا ما اين ادعاى دوم را به ادعاى اول اضافه نموديم ؟ براى اين كه به طور محسوس مىبينيم كه شناخت كامل كالبد انسانى از همه جهات يعنى با تمام خواص و تفاعلات جزئى و كلىاش نمىتواند ساير پديده هاى روانى و خود روان را نفى نمايد . پس چنان كه براى نفى چيزى در بارهء موجود انسانى به شناخت كامل جنبه هاى فيزيولوژى و بيولوژى او نيازمنديم به شناسايى كامل روان و خواص و فنومنهاى او نيز نيازمنديم ، همچنين براى انكار خدا در تمام جهان هستى ، فقط كافى نيست كه ظواهر و پديده هاى مادى آن را كه در رو بنا مشاهده مىشود بشناسيم . بنا بر اين اصل بديهى اثبات ادعاى نفى خداوند براى هميشه امكان ناپذير خواهد بود . بلى ، چنان كه مختصرا اشاره نموديم كارى كه منكرين خدا انجام مىدهند ،