محمد تقي جعفري

12

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 2021 ) ) باد سبلت كى بگنجد و آب رو در شرابى كه نگنجد تار مو ( ( 2022 ) ) در ده‌اى ساقى يكى رطل گران خواجه را از ريش و سبلت وا رهان ( ( 2023 ) ) نخوتش بر ما سبالى مىزند ليك ريش از رشك ما برمىكند ( ( 2024 ) ) مات او شو مات او شو مات او كه همىدانيم تزويرات او ( ( 2025 ) ) از پس صد ساله آنچ آيد برو پير مىبيند معين مو به مو ( ( 2026 ) ) اندر آيينه چه بيند مرد عام كه نبيند پير اندر خشت خام ( ( 2027 ) ) آنچه لحيانى به خانهء خود نديد هست بر كوسه يكايك آن پديد ( ( 2028 ) ) رو به دريا زان كه ماهى زاده اى همچو خس در ريگ چون افتاده اى ( ( 2029 ) ) خس نه‌اى دور از تو رشك گوهرى در ميان موج و بحر اوليترى ( ( 2030 ) ) بحر وحدانيست جفت و زوج نيست گوهر و ماهيش غير موج نيست ( ( 2031 ) ) اى محال و اى محال اشراك او دور از آن دريا و موج پاك او ( ( 2032 ) ) نيست اندر بحر شرك و پيچ پيچ ليك با احول چه گويم ؟ هيچ هيچ ( ( 2033 ) ) چون كه جفت احولانيم اى شمن لازم آمد مشركانه دم زدن ( ( 2034 ) ) آن يكى زان سوى وصف است و خيال جز دويى نايد به ميدان مقال ( ( 2035 ) ) يا چو احوال اين دويى را نوش كن يا دهان بردوز و لب خاموش كن ( ( 2036 ) ) يا به نوبت گه سكوت و گه كلام احولانه طبل مىزن و السلام ( ( 2037 ) ) چون ببينى محرمى گو سرّ جان گل ببينى نعره زن چون بلبلان ( ( 2038 ) ) چون ببينى مشك پر مكر و مجاز لب ببند و خويش را چون خنب ساز ( ( 2040 ) ) با سياستهاى جاهل صبر كن خوش مدارا كن به عقل من لدن ( ( 2041 ) ) صبر با نااهل اهلان را جليست صبر صافى مىكند هر جا دليست ( ( 2042 ) ) آتش نمرود ابراهيم را صفوت آيينه آمد در جلا صبر با نامرد بدهد مرد حق تا چو نيكان بر همه بايد سبق ( ( 2043 ) ) جور و كفر نوحيان و صبر نوح نوح را شد صيقل مرآت روح