محمد تقي جعفري

11

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

حيات فردى واجتماعى خود زندگى كرده وخنديده وگريسته و نشسته وبرخاسته است ، نه با آرزوها وروياها واميدهاى اصيلش كه در نهاد او مىجوشيده ومىخروشيده است . شما مىتوانيد با مطالعه فلسفهء پوچى كه امروز با اشكال مختلف در جوامعى نمودار مىشود ، جبرى بودن انتخاب طرق حيات را براى انسانها بپذيريد . اين انعطاف شگفت انگيز كه انسانها با دگرگونى محيط و رسوم ومقررات از خود نشان مىدهند و اين ميعان كه انسان در مقابل انواع نيكىها وبدىها وزشتيها وزيباييهاى متنوع ومتضاد از خود بروز مىدهد ، خود دليل روشنى براى اين مدعا است كه راههايى را كه او انتخاب مىكند ، اگر با جبر خالص صورت نگيرد حد اقل با امكان انتخاب راه هاى ديگر ، راه معينى را در پيش مىگيرد ، نه اين كه راه انتخاب شده ، عالىترين وايده آلترين راه وصول به آرمان واقعى او مىباشد . حوادث محاسبه ناشدهء تاريخ ما را به مسيرى كشانيده است كه به مقتضاى انعطاف وميعانى كه داريم ، پذيرفته‌ايم ، وسپس مىنشينيم و براى قرار گرفتن در مسير مفروض فلسفه مىگوييم ، و اين كارى است كه بسيار آسان وبىاشكال انجام مىدهيم و از اين نكتهء اساسى غفلت مىورزيم كه تحليل وعلت تراشى پس از بروز حادثه و قرار گرفتن در مسير ، غير از تحليل و پيش بينى وبررسى حادثه وتعيين مسير قبل از بروز و قرار گرفتن در مسير است . اين ملاحظات هم ما را به اين اصل متوجه مىسازد كه گسترش روابط انسان با طبيعت از تماس با آتمها گرفته تا پيروزىهاى فضايى وافزايش آشنايى با علوم تحققى با در برداشتن مزاياى بسيار جالب ، اين حقيقت را اثبات نمىكند كه انسان زندگانى خود را در حال فردى واجتماعى آگاهانه و با هدف گيرى دقيق ورياضى مىشناسد و عمل مىكند .