محمد تقي جعفري
585
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
تفسير ابيات ترك كردن خشم وشهوت وحرص وآز نمونهاى از مردانگى ورگ پيغمبران است . اگر چه نيروى نره خرى در رگ نداشته باشد ، حق جل وعلا چنان شخص را بيگلر بيگى ( بزرگ بزرگان ) مىداند . اگر من مرده باشم ومنظور حق ، بهتر از آن است كه زنده باشم و دور ومردود از نظر الهى . مغز مردانگى ، همين منظور حق بودن است ، و ساير مزاياى مردى جز پوست چيزى نيست ، جايگاه پوست آتش دوزخ وجايگاه مغز بهشت برين است . پيامبر فرموده است كه : بهشت با ناملايمات قرين است ، چنان كه دوزخ با خوشىها وشهوات وهوى وهوسها . اى اياز شير مرد وديو كش ، كه نيروى خران در تو اندك ومردانگى هوش وانديشه در تو افزونتر از نيروهاى طبيعى است ، آن حقايق را كه صدها صدر نشين نمىتوانند درك كنند ، در نزد تو بازيچهء كودكانه است ، مردانگى اين است وبس . اى اياز بزرگ كه لذت امر مرا چشيده و در راه وفا به امرم جان سپردهاى . اى انسانى كه از تعظيم امر الهى آگاه گشتهاى ، اگر حقيقتا واله امر خدايى . حكايتى را به تو مىگويم ، گوش به آن فرا ده ، باشد كه ذوق امر وچاشنى آن را در اين بيانات معنوى دريابى .