محمد تقي جعفري

409

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

يك موجود جامد از همه جهان تحت سلطه و اختيار شما قرار مىگيرد ، در حالى كه موجوديتى دارد كه مجوز اسناد لوازم وخواص به خود آن جامد است . البته اين مثال به رابطه ى سلطهء الهى با ساير موجودات كاملًا تطبيق نمىشود ، زيرا انسان توانايى نابود كردن كلى جامد را ندارد ، در صورتى كه خداوند متعال چنان كه به ايجاد عالم هستى در يك لحظه توانا بوده است ، همچنين به اعدام همهء هستى در لحظهء واحده نيز توانا است و به قول نظامى گنجوى : گر تن حبشى سرشتهء توست ور خط ختنى نوشتهء توست گر هر چه نوشتهاى بشويى شويم دهن از زياده گويى گر باز به داورم نشانى اى داور داوران تو دانى تفسير ابيات شخصى بر بالاى درخت رفت و با دزدى ميوه ها را مىچيد . صاحب باغ آمد وگفت : اى پست فطرت ، از خدا شرمى كن ، در بالاى درخت چه مىكنى ؟ دزد در پاسخ صاحب باغ ( ( 3079 ) ) گفت از باغ خدا بندهء خدا گر خورد خرما كه حق كردش عطا ( ( 3080 ) ) عاميانه چه ملامت مىكنى بخل بر خوان خداوند غنى ؟ صاحب باغ به خدمت كار خود گفت : برو آن طناب را بياور تا جواب اين دزد را بگويم . خدمت كار طناب را آورد و صاحب باغ دزد را محكم بر درخت بست و به پهلو وپشتش با چوب مىزد وسخت مىزد . دزد گفت : آخر از خدا شرمى كن ، من بىگناه را چرا ميزنى ؟ صاحب باغ جواب داد : من كارى نمىكنم ، بلكه بندهء خدايى با چوب خدا به پشت بندهء ديگرش مىزند آرى ، اى دزد نابكار ( ( 3085 ) ) چوب حق و پشت وپهلوان او من غلام وآلت فرمان او دزد گفت : اكنون از جبر بافى توبه كردم وفهميدم كه در كارهاى آدمى « اختيار است اختيار است اختيار » خداوند در تو اختيارى به وجود آورده است و اختيار الهى در پشت پرده كارهاى اختيارى آدميان مانند سوارى است كه در گرد به هوا رفته اى