محمد تقي جعفري

406

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 3087 ) ) اختيارش اختيارت هست كرد اختيارش چون سوارى زير كرد ( ( 3088 ) ) اختيارش اختيار ما كند امر شد بر اختيار اى مستند شما كه مىگوييد : خداوند انسان را جلوه گاه صفات خود قرار داده است ، چرا اختيار را از اين اصل استثناء مىكنيد ؟ شگفت آور است كه گروهى از جبريون موقعى كه در عظمت انسان سخن مىگويند ، به اين مطلب سخت تكيه مىكنند كه انسان شعاعى از نور خورشيد الهى است ، خداوند از اوصاف خود نمونهاى در انسان قرار داده است ، ولى اين حقيقت را ناديده مىگيرند كه يكى از صفات الهى خود اختيار است ، بلكه جالب توجه اين است كه با اعتقاد به مجبور بودن انسانها ، عظمت وقدرت خداوندى را به بهانهء اثبات انكار مىكنند ، زيرا آفريدن موجودى كه داراى نيروى اختيار است كه حتما با باعظمتتر از جبر است به قدرت وعظمت خداوندى دلالت بيشترى دارد ، از آن كه همهء موجودات را مانند آلتى قرار بدهد . شگفت آورتر از مسئله ى مزبور اين است كه اين جبريون هرگز از خود نمىپرسند كه اگر همهء انسانها در همهء كارهايشان مانند آلتى هستند ، پس هدف چيست وكيست ؟ مگر هدف انسانها چيزى جز تكامل واعتلاى خود انسان است و بر فرض آلت محض بودن اين اصل مسلم به كلى غلط وپوچ مىباشد . جلال الدين در دو بيت فوق دو مطلب مهم را ابراز مىدارد : مطلب يكم - اختيار خداوندى است كه پديدهء اختيار را در ما به وجود آورده است و اختيار خداوندى در پشت پردهء اختيار ما مانند شخص سوارى است كه در گرد برخاسته از زمين پوشيده شده است . مطلب دوم - همان است كه در ابيات قبلى چند بار تكرار كرده است كه تكليف